2008 سپتامبر 6
نام کاربری: کلمه عبور:
بده‌بستان‌های متقابل روزنامه‌نگاری حمایت‌گر و سانسور
14/07/2008 16:01:27
یادداشت خیلی خواندنی‌ای بود؛ به‌خصوص برای من که یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های روزنامه‌نگارانه‌ام، همین انتخاب بین بی‌طرفی لیبرال‌مآبانه و طرف‌داری چپ‌گرایانه است - هرچند همواره تمایلم به اولی بوده.

مثال‌های عینی و تازه‌ای که در آن آورده شده بود، موضوع را هم جذاب‌تر کرد و هم روشن‌تر.

اشاره خیلی خوبی شد به تاثیر سانسور در شکل‌گیری و - بعدتر - توجیه‌شدن روزنامه‌نگاری حمایت‌گر. اما به نظرم تاثیر روزنامه‌نگاری حمایت‌گر بر تقویت فضای سانسور و توجیه‌کردن آن نزد شهروندان، ناگفته ماند.

نظر من این است که آلوده‌شدن روزنامه‌نگاران به حمایت از جریان‌ها و چهره‌های سیاسی (و نه لزوماً ایده‌ها و نظریات سیاسی) از قدر و اعتبار آنان در چشم شهروندان کم می‌کند؛ کسانی که ظاهراً قرار است روزنامه‌نگاران اساساً برای آن‌ها و در راستای منافع‌شان کار کنند.

آن‌وقت است که نهادها و چهره‌های متولی سانسور می‌توانند با این بهانه که «این روزنامه‌نگار در پی منافع شخصی و حزبی خود بوده و نه منافع مردم»، سانسورشان را تثبیت و حتا تقویت کنند.

حدس می‌زنم روزنامه‌نگاری حمایت‌گر عمدتاً در غیاب نهادهای مدنی و قانونی و سیاسی کارآمد که وظیفه نظارت و ایده‌پردازی و انتقاد و افشاگری علیه فساد سیاسی و اقتصادی را به عهده دارند، پا می‌گیرد و توجیه می‌شود.

میل دارم از آقای رمضان‌پور بپرسم آیا این حدس درستی است؟ اگر این‌طور است، پس یعنی اگر جامعه‌ای از نظر سیاسی و اجتماعی و اقتصادی آن‌قدر توسعه‌یافته باشد که آن نهادها را به شکلی کارآمد و نه پوشالی داشته باشد (جامعه‌ای که شاید هنوز صرفاً در ذهن ما وجود داشته باشد)، دیگر روزنامه‌نگاری حمایت‌گر در آن موضوعیتی ندارد؟
بده‌بستان‌های متقابل روزنامه‌نگاری حمایت‌گر و سانسور
15/07/2008 03:52:36
من با نظر هادی موافقم که سانسور و روزنامه نگاری حمایت گر بر یک دیگر تاثیر می گذارند اگرچه این امر مانند هر استدلال دیگری نمی تواند پدیده سانسور را موجه جلوه دهد و همین طور روزنامه نگاری را که با استدلال عدم مداخله در سیاست عملاْ سیاست سانسور شده را می پذیرد. به عنوان نمونه ما در زمانی نه چندان دور در ایران ماه نامه پیام امروز را داشتیم که نمونه خیلی خوبی از روزنامه نگاری سیاسی غیر حمایت گر را به دست می داد اما متاسفانه از سوی روند سانسور تحمل نشد.
 با این تظر موافق نیستم که اگر نظام سیاسی توسعه یافته و در این جا به معنای دموکراتیک تر داشته باشیم روزنامه نگاری حمایت گر نخواهیم داشت چون روزنامه نگاری حمایت گر بخشی از منارعه قدرت در جامعه است که هیچ گاه حتی در شرایط دموکراتیک منحل نمی شود. اما اگر منظور این باشد که غلبه فضای روزنامه نگاری سیاسی با رسانه ها و روزنامه های حمایت گر نخواهد بود - بله - با این نظر موافقم اگرچه از دیدگاه چپ می توان انتقاداتی را بر این دیدگاه مطرح کرد.
به تعبیر دیگر مشکل در آنجا نیست که روزنامه نگاری حمایت گر وجود دارد بلکه مشکل در آنجا است که سانسور و قطبی شدن شدید شرایط سیاسی روزنامه نگاری سیاسی واقع گرا و بی طرفانه را برنمی تابد.