2008 سپتامبر 6
نام کاربری: کلمه عبور:
نوروز بد شانس
20/03/2008 04:51:23
توجه خوبی بود .و البته گزارش شنیداری خوب. نوروز هم مثل خیلی از سنت ها این سال ها دچار این بدشانسی شده که گرامیداشت اش دست کسانی افتاده که همیشه دیر و از سر اجبار می روند سراغ دنیا و خودشان هم قدر آن را تمی دانند.اما دست آخر ما نفهمیدیم کار ثبت به کجارسید؟
درد دل با خودمان
20/03/2008 08:34:19

کاملا با آقای رمصانپور موافقم. متاسفانه روابط بین الملل در امور فرهنگی به دست کسانی افتاده است که یا از نحوۀ درست برقراری ارتباط ها بی اطلاع هستند و یا اساسا برای مسائل فرهنگی در برابر درگیری های سیاسی چندان بهایی قائل نیستند.

نمونۀ دیگری که در همین زمینه وجود دارد پروندۀ باز «تعزیه» به عنوان یک سنت نمایشی کهن ایرانی است. پروندۀ آن از همان سال 1998 و همزمان با پروندۀ نوروز به جریان افتاد، ولی به نظر می رسد امسال هم به ثبت یونسکو نخواهد رسید.

بنا بر ضوابط اعلام شدۀ یونسکو اگر آیینی بخواهد در فهرست میراث شفاهی یونسکو به ثبت جهانی برسد، باید ابتدا در کشور ارائه کنندۀ پیشنهاد به «ثبت ملی» رسیده باشد.

معلوم نیست وقتی خود ما در کشور خودمان به داشته های فرهنگی مان بی توجه هستیم، یا برخی مسوولان در صدد تحریف آن ها بر اساس اعتقادات یا علایق شخصی خودشان هستند، چرا باید از دیگر کشورهای جهان و سازمان های بین المللی توقع داشته باشیم که آنها را به رسمیت بشناسند؟

توجه کنید به تحریف عناوین برخی آیین های نوروز در رسانه های رسمی کشور: مثلا کاربرد عنوان «روز طبیعت» (مطابق تقویم رسمی کشور) برای به کار نبردن عنوان «سیزده به در» یا «چهارشنبۀ آخر سال» به جای «چهارشنبه سوری».

نمونۀ دیگر این مورد تلاش مسوولان برای ثبت تعزیه به عنوان «تنها آیین نمایشی جهان اسلام» است که با واکنش زرتشتیان در یونسکو مواجه شد و نمونۀ بارزی از تلاش برای جایگزینی «شعار» به جای «واقعیت» بود. چون این عنوان هرچند به شمایل فعلی تعزیه اشاره می کند، اما به معنای حذف ریشه های کهن این آیین در ایران پیش از اسلام و به طور مشخص «آیین سوگ سیاوش» است. بگذریم که چنین عنوانی به معنای نادیده گرفتن سنی مذهبان و سایر کشورهای اسلامی است که در هیچکدام تعزیه جایی ندارد و معلوم نیست چرا مسوولان تصور کرده اند که دیگر کشورهای اسلامی با چنین پیشنهادی موافقت می کنند؟

 

البته این قیچی دو تیغه دارد، در سوی دیگر مردمی هستند که با بهانۀ «مدرن بودن» و «متجدد بودن» هرچیزی را که ریشه در سنت دارد دور می اندازند، بدون آنکه واقعا آن را شناخته باشند و یا با درک سطحی خودشان و ترویج این سطحی نگری به این جریان کمک می کنند و بدتر وقتی که رسانه ها هم برای همراهی و همدلی با مخاطب به این جریان سطحی نگری سرعت می دهند.