من فکر می کردم فقط دختران حاضر نیستند در این بحث شرکت کنند؛ اما پسرها هم که منفعل عمل کردند!؟
فکر می کنم خیلی از ارزش های اخلاقی بین جماعتی(ببخشید نمی تونم بگم بزرگ یا کوچک. به دلیل آن که اطلاع دقیقی ندارم)، از بین رفته که محدودیتی از نظر جنس و تاهل و تجرد ندارد.
با توجه به آن که مردها همیشه آزادی بیشتری داشته اند و از طرفی حس تنوع طلبی بیشتری نیز دارند، شاید بتوان گفت این گونه رفتارهای بی قید را در مردان بیش از دختران می توان دید.
من زمانی با گروهی از پسران مصاحبه کردم که داشتن روابط آن هم از نظر تعداد برایشان و در گروهشان ارزش بود و اگر در یک رابطه به اصطلاح دوستی، در ساعات اولیه آشنایی نمی توانستند رابطه ای جنسی برقرار کنند، با این توجیه که "در جمع دوستان به بی عرضگی متهم می شویم"، دوستی شان را به هم می زدند.
از سوی دیگر، در دختران مساله عواطف و وابستگی نیز مطرح است. دختران بسیار زود دل می بازند و شاید این یکی از دلایلی باشد که نسبت به پسران کمتر به"داشتن آزادی جنسی" متهم هستند.
در واقع یک دختر شاید دیرتر و پس از آن که اعتماد کرد(شاید با شنیدن نغمه های عاشقانه و حرف هایی که در ظاهر بوی صداقت می دهد)، وارد رابطه جنسی (در هر سطحی)، شود؛ اما این رابطه برای او یک علاقه بیشتر و یک تعهد را به همراه دارد، چیزی که براساس نظر بسیاری از روانشناسان در ذهن مردانه چندان جایگاهی ندارد.
و نکته آخر این که نیاز و غریزه جنسی در مردان از سوی جامعه کاملا پذیرفته شده و ارضای آن نیز طبیعی است؛ اما این نیاز برای یک دختر در جامعه تعریف نشده، مگر پس از ازدواج.