2008 نوامبر 21
نام کاربری: کلمه عبور:
گسترش صیغه با تایید شرع مقدس!
21/07/2007 00:03:45

بهترین تیتر برای این مطلب به نظر من این بود:

"گسترش صیغه با تایید شارع مقدس"

البته میخواستم جای "صیغه" یه چیزه دیگه بنویسم از اپراتور سایت ترسیدم(که مطلب رو منتشر نکنند)! بگذریم. شما بگین.کجای این کارا غیر اسلامی.اینا دستور اکید دین مبین اسلام  است.آقای محمد نمیخواد خاک روی کارای این جماعت -اهل متعه- بکنید شما دوست من فکر میکنید ما خودمون خبر نداریم و از هیچ کس دیگه نپرسیدیم که اونجا و خیلی جاهای دیگه چه خبره.من 4 سال قبل از سه چهار تا دانشجوی اهل قم بیشتر این حرف ها رو شنیده بودم.حتی برخی از آدرس هایی که داده شده مثل قبرستان شیخان رو اونها هم میگفتن.شما میتونی بگی صیغه رو قبول داری و میپسندی ولی در صحت این مطلب شکی نیست تلاش نکنید واقعیت رو پنهان کنید.دوستانی هم که اطلاعاتشون در مورد نظر دین مبین در رابطه با متعه کم هست لطف کنند قرآن کریم و روایات امامان معصوم را بخوانند.

گسترش صیغه با تایید شرع مقدس!
21/07/2007 07:34:38

دوست عزيز

ما در مقام بررسي اثرات و تأثيرات ازدواج موقت نيستيم و گمان مي‌كنم جاي آن در "سخنگاه" باشد. حرف من اين نبود كه عده‌اي در قم يا ديگر شهرها از اين حكم اسلام سوء استفاده نمي‌كنند. در اين مورد بحث زياد است. اما چون در اينجا در مقام بررسي يك گزارش هستيم بايد از آنچه نوشته شده و آنگونه كه به مسئله پرداخته شده صحبت كنيم متأسفانه دوستان مخالف ازدواج موقت به صرف اينكه اين موضوع در اين نوشتار به سخره گرفته شده از آن استقبال كرده‌اند و ضعف هاي شديد آن را ناديده مي‌گيرند.

اما حرف من اين بود كه اولاً اين گزارش هيچ اسنتادي ندارد. يك گزارش پشت ميزي صرف است. نقل قول‌ها كاملاً ناشيانه جعل شده‌اند، كدهايي كه داده شده ساختگي است و مهمتر از آن از تيتر گرفته تا توصيفات و گفت و گوها علاوه بر يك جانبه نگري، متضمن توهين به قشر خاصي از جامعه و مسخره كردن اعتقادات عده‌اي از افراد است. به عنوان نمونه ادبيات به كار رفته در متن، توهين به زنان چادري است. به نظر شما اينكه بگوييم در قم "همه چيز" زير چادر است، شما از "همه چيز" چه استنباطي مي كنيد؟!  اين توهين نيست؟

اجازه بدهيد بحث درباره ازدواج موقت يا متعه يا صيعه يا همان لفظي كه شما از به‌كار بردنش ابا كرده‌ايد را بسپاريم به جايي ديگر كه در آنجا حداقل انصاف وجود داشته باشد! 

گسترش صیغه با تایید شرع مقدس!
21/07/2007 10:22:25

محمد جان. بعید می‌دونم اون طوری که شما می‌گين اين يک گزارش پشت‌ميزی باشه.

گسترش صیغه با تایید شرع مقدس!
21/07/2007 12:03:37
نيما جان! شما دليلي دلريد كه نشان دهد پشت ميزي نيست؟ فرق اين گزارش با يك روايت چيست؟
گسترش صیغه با تایید شرع مقدس!
21/07/2007 16:57:40

وقتی گزارشی نقل قول داره و نويسنده به جاهای مختلف شهر سرک می‌کشه و وقتی سردبیر هم تأييد می‌کنه، اطلاق کردن پشت‌ميزی‌نويس به اون اجحاف بزرگيه و انصاف نيست.

گسترش صیغه با تایید شرع مقدس!
22/07/2007 00:06:38

آقای محمد!

اولا من نمیدانم "سخنگاه" کجاست؟آدرس بدهید برویم سخنگاه بحث کنیم! گفته بودید از این حکم اسلامی سو استفاده میکنند اگر ممکن است نحوه ی استفاده ی صحیح از این حکم را به ما بفرمایید! فرموده بودید صیغه در متن به سخره گرفته شده عبارتی که صیغه را مورد تمسخر قرار داده را بیاورید..اضافه کردید نقل قولها جعل شده مگر شما اصل گزارش را در اختیار دارید؟از کجا میدانید؟در ضمن در کجای صحبت من جانب انصاف رعایت نشده که باید بحث را بگذاریم برای جایی که جانب انصاف رعایت شود؟(این صفحه حسابش از نویسنده و دیگران جداست).در مورد تیتر البته من تیتر دیگری پیشنهاد کردم نمیدانم تا چه اندازه با تیتر من موافق هستید؟ البته تیتری که من پیشنهاد دادم زیاد ژورنالیستی نیست.اما مثل تیتر انتخاب شده ایهام هم ندارد.در آخر به من بگویید چه کسانی صلاحیت دارند در مورد صیغه بحث کنند؟شما اگر نمیتوانید به سوالاتی که در این زمینه مطرح است پاسخ بدهید به دیگران واگذار نکنید! (از مسایلی که مطرح است یکی این که در این حکم مرد متاهل میتواند صیغه هم داشته باشد آن هم تا 9 نفر! ولی زن شوهر دار نمیتواند.پس یک طرفه است مثل خیلی قوانین دینی دیگر از جمله ارثیه و شهادت و ... که مورد بحث نیست)

پاسخ
22/07/2007 10:35:47
نيماي عزيز!
تأييد سردبير، براي گزارش اعتبار مي‌آورد (در حد اعتبار سردبير) اما لزوماً اطمينان خواننده را كاملاً جلب نمي‌كند. سرك كشيدن گزارشگر به جاهاي مختلف شهر از طريق سند‌هايي كه ارائه مي‌دهد ثابت مي‌شود. اما در مورد نقل قول‌هاي اين گزارش به حد كافي در كامنت‌هاي ديگر توضيح داده‌ام و نيازي به تكرار نيست. به نظر شما فرق نقل قول‌هايي كه پشت ميز نوشته شده با آنچه كه بازتاب گفته‌هاي مصاحبه شوندگان در يك مصاحبه ميداني است، چيست؟ در سوژه‌هاي حساس، جلب اطمينان خواننده به ساختگي نبودن گزارش مهم است. آن هم وقتي كه گزارش را به راحتي مي‌توان زير سوال برد ( چون هيچ سندي در گزارش ارائه نشده است) بنابراين وظيفه من نيست ثابت كنم اين گزارش پشت ميزي است بلكه گزارشگر بايد سندي بر صحت ادعاهايش در ميداني بودن گزارش خود ارائه مي‌كرد؟ توقعم نابجاست؟

و اما دوست عزيزي كه خودتان را كاوشگر معرفي كرده و از كامنت‌هايتان بر مي‌آيد گزارشگر خود شما باشيد!
1 ـ سخنگاه بخشي از سايت زيگزاگ است كه در منوي سمت راست صفحه اصلي، لينك آن موجود است.
2 ـ صيغه يعني عبارتي كه با قرائت آن، داد و ستدي انجام گيرد. البته معناي لغوي صيغه به صرف يك لغت عربي در حالات مختلف فعل و اسم برمي‌گردد. اما آنچه كه عوام از صيغه منظورشان است همان ازدواج موقت است، فرقش با ازدواج دائم در اين است كه نياز به طلاق ندارد و پس از انقضاي زمان آن، در صورتي كه دو طرف مايل به تمديد آن نباشند، منقضي مي‌شود. اين يعني سوء استفاده محض؟
3 ـ آيا شما به گناه اعتقاد داريد؟ آيا در اعتقادات شما جايي براي گناه نكردن وجود دارد؟ آيا معتقديد كه بين زن و مرد محرميت و نامحرمي شرعي وجود دارد؟ اگر چنين است، در جايي كه مجبور به ارتباط ( حتي اگر در حد لمس جايي از بدن باشد) باشيد، تنها راه گناه نكردن، ازدواج دائم است؟ آيا با جامعه شناسان و جرم شناسان هم عقيده‌ايد كه با هر خلاف قانوني، قبح قانون شكني از بين رفته و ارتكاب جرم در جامعه عادي مي‌شود (البته اگر به آنچه در بالا گفتم معتقد باشيد و گناه را نوعي قانون شكني بدانيد) و مي‌پذيريد كه چنين جامعه‌اي به سمت آنومي و بي ‌هنجاري ( وضعيت فعلي جامعه ما كه نمي‌توان بين دين و بي‌ديني و بين قانون و بي‌قانوني، مرز مشتركي كه اكثر افراد جامعه بپذيرند، ترسيم كرد) پيش مي‌رود؟
4 ـ دوستاني را سراغ دارم كه از قشر تحصيل كرده و يا دانشجو هستند ( يعني امل نيستند) و با دوست دختر خود ازدواج موقت كرده‌اند. آنان بنا بر اعتقاداتشان، ضمن برخورداري از همنشيني با يار دلخواهشان، مرتكب گناه هم نمي‌شوند و از اين طريق از نظر رواني هم عذاب وجدان ندارند (لطفاً رجوع كنيد به نظريات فرويد در اين خصوص) . به عقيده من يكي از شيوه‌هاي صحيح استفاده از ازدواج موقت، همين مورد است و موردي كه در بالا به آن اشاره كردم. بازهم مي‌گويم تشريح موارد ديگر نياز به جايي دارد كه به‌توان بدون بي‌انصافي و توهين و تهمت و واقعاً به قصد كشف حقيقت، بحث كرد. اما موارد سوء استفاده از اين حكم الهي يكي همان است كه در اين گزارش به آن اشاره شده، يعني لذت‌جويي مردان متأهل كه خود باعث ويراني كانون خانواده مي‌شود. به نظر من بهترين توصيه ازدواج موقت براي افراد مجرد است. خودتان بهتر از من مي‌دانيد كه اسباب ازدواج دائم براي همه فراهم نيست و همه ما چون هوا و غذا، به جنس مخالفمان نياز داريم. راه حل شما گناه است؟ يا مانند بسياري اين گناه‌ها را گناه نمي‌دانيد؟
5 ـ منظور من اين نبود كه شما از جاده انصاف خارج شده‌ايد، بلكه تعريض من به بخش سخنگاه سايت بود. اگر به آنجا سري بزنيد و ذيل عنوان ازدواج موقت، كامنت‌ها را مشاهده كنيد، نظرات حقير را هم خواهيد خواند و متوجه گفته من خواهيد شد.
6 ـ تمسخر ازدواج موقت همان است كه شما تنها بعد منفي آن را بگيريد و در گزارش طوري نشان دهيد كه ازدواج موقت همان روسپيگري است با همان قيمت‌ها و همان دلالي‌ها و همان ادبياتي كه بين دلالان محبت رايج است. ازدواج موقت يك شيوه ازدواج است كه احكام آن از سوي امامان معصوم شيعه صادر شده، آيا پرداختن به صيغه آن هم فقط از بعد بازاري آن، مسخره كردن اين حكم خدايي نيست؟ اگر بنا بر انصاف بود چرا ابعاد ديگر آن مثل آنچا در شماره‌هاي 4و 5 به آن اشاره كردم، چيزي گفته نشده؟ اگر فقط قرار بود از صيغه رو هاي قمي گزارش تهيه شود چرا ليد آن سخنان وزير كشور است كه مربوط به كل موضوع ازدواج موقت مي‌شود؟ آيا همين برداشت شما از ازدواج موقت نتيجه برخورد عوامانه جامعه، مانند گزارش مورد بحث، با اين موضوع نيست؟ آيا دختر و يا حتي پسري كه بر اساس اعتقاداتش ازدواج موقت كرده، با وجود اين قبيل برخوردها جرئت دارد از كار خود دفاع كند؟ آيا آن دختر احساس نمي‌كند اگر چنين كاري كند به او برچسب ... مي‌زنند؟ آيا فكر نمي‌كنيد با جوي كه به‌خاطر همين نگرش‌هاي محدود، در جامعه وجود دارد، قبح ازدواج موقت از زنا بيشتر شده‌است؟
7 ـ با توجه با آنچه گفتم حدس مي‌زنيد كه تيتر پيشنهادي شما را هم نپذيرم چون سيعه و ازدواج موقت را فقط همانچه در گزارش آمده است، نشان مي‌دهد. آن هم با تأكيد بر شرع مقدس! كه مسلماً متضمن توهين به شارع مقدس است.
من خودم سالهاست در مطبوعات كشور ( چپ و راست ) گزارش نويسي مي‌كنم و به همين خاطر و به دليل حس مشكوك روزنامه‌نگاري ، در صحت گزارش‌ها به‌خصوص گزارش‌هاي اجتماعي كه تجربه اصلي مرا تشكيل مي‌دهند، وسواس دارم. من اصل گزارش را نديده‌ام اما آنقدر مي‌دانم در گزارشي كه نقل قول زياد دارد و با افراد نسبتاً زيادي گفت و گو شده، نمي‌تواند لحن همه افراد يك‌جور باشد. نمونه‌اش را در كامنت‌هاي ديگر، بارها تكرار كرده‌ام كه به نظر من محال است بين اين تعداد مصاحبه شده، همه از لفظ "صيغه" استفاده كرده باشند و هيچكس به‌آن "متعه" ـ كه به‌طور معمول مورد استفاده افراد مذهبي قرار مي‌گيرد و به قول عباس عبدي بهترين كلمه براي اين نوع ازدواج است ـ نگويد. حتي اگر به قول سينا مصاحبه شونده در سؤال خود از"صيغه" استفاده كرده باشد. به من حق نمي‌دهيد در سحت نقل قول‌ها شك كنم؟
8 ـ طبق احكام اسلامي يك مرد مي‌تواند بيش از 9 صيغه هم داشته باشد و در اين خصوص محدوديتي براي مرد در نظر گرفته نشده، اما نظر شما و ساير دوستاني كه معمولاً در اين زمينه‌ها اسلام را به تبعيض جنسيتي متهم مي‌كنند را به اين نكته جلب مي‌كنم كه در احكام اسلام علاوه بر تفاوت فيزيكي زن و مرد به مسئله اقتصاد و تأمين معاش خانواده از سوي مرد، توجه شده‌است. اگر لازم باشد و فضاي اينجا اين اجازه را بدهد در مورد تك تك اين موارد كه مثال زده‌ايد، حاضرم نمونه بياورم. اما در مورد تعدد زوجات كه بحث ازدواج موقت هم از آن جمله است، خواهش مي‌كنم به تاريخ اسلام نگاه كنيد و ببينيد كه مثلاً شخص پيامبر اسلام از بين زناني كه داشتند تنها يك نفر از ايشان كوچك‌تر بود، و به‌جز خديجه كه تا زمان حيات ايشان، پيامبر زن ديگري نداشتند، بقيه ازدواج‌ها يا ازدواج سياسي بود، مثل عايشه و يا اينكه براي سرپرستي پيرزنان بي سرپرست اما محترمه بود.
من كه از نوشتن خسته شدم اميدوارم شما از خواندنش خسته نشده باشيد!
پاسخ
22/07/2007 10:53:00

محمد جان

حرف شما درباره اين که گزارش را چه کسی نوشته يا پشت ميزی بوده، مصداق کامل افترا است. شما با چه سندی چنين ادعايی می‌کنيد؟ به نظر شما اگر من درباره بيل گيتس خبری بنويسم بايد چه نوع سندی ارائه کنم؟ با خودش مصاحبه کنم؟ با فيلم چيزی را نشان دهم؟ آن وقت شما نمی‌گوييد که شايد فيلم ساختگی باشد؟

پاسخ
22/07/2007 13:21:21

آقاي محمد شما كه كاوشگر را به قسمت سخنگاه ارجاع مي دهيد چرا پاسخ پرسش بسيار ساده من را در بحث يكي دوهفته پيش راجع به صيغه نداديد؟ عبارت تفاوت فيزيكي يعني چه؟ دقيقا عين همين توجيه شما را كوكلاس كلانها در توجيه رفتار خودشان با سياه پوستها داشتند و دارند. شما هم خود را برتر از خانمها مي دانيد و حقوق اضافه براي خود قائليد و آنها هم خود را برتر از سياهها مي دانند. خيلي از خانمها امروز نيمي از درآمد خانواده را تامين مي كنند. بعضيها تنها نان آور خانه هستند. چطور به خود اجازه مي دهيد تامين مالي را توجيهي براي مجاز شمردن صيغه براي مردان متاهل و غيرمجازشمردن آن براي زنان متاهل بدانيد؟ اگر خوب است براي همه متاهلين و اگر بد است براي همه متاهلين. البته كه بايد قبح صيغه از روسپيگري بيشتر باشد. كلمه روسپيگري در خود بار  معنايي دارد و تكليفش مشخص است اما صيغه براي صيغه كننده ( مرد، چه متاهل و چه مجرد) ريا و دروغ را هم در خود مستتر دارد. يكي به من بگويد صيغه كردن زن بيوه ثواب دارد به غير از ريا و دروغ چه معناي ديگري مي دهد؟ نياز جنسي داريد؟ براي ارضاي آن چرا به شعور ما توهين مي كنيد؟ به سر يك زن بيوه چرا منت مي گذاريد؟

پاسخ
22/07/2007 22:41:10

آقای محمد !

اولا من نویسنده این گزارش نیستم مطمین باشید.دوم من رابطه جنسی با دوست دختر را _مصلما در صورت رضایت طرفین_ به هیچ وجه گناه نمیدانم.در ضمن من به گناه به معنای دینی آن اعتقاد ندارم.و وجدانم من را از ارتکاب به کار خلاف باز میدارد.در نهایت فقط میگویم خدا را شکر که شما این جوابیه طولانی را نوشتید و مطلب قبلی من هم هست و دوستان خودشان قضاوت میکنند که شما چطور جواب سوالات من را با به میان کشیدن اعتقاد به گناه و هزار تا سوال بی ربط و توجیهات دیگر داده اید!.به هر صورت اختلاف نظر من و شما ریشه نحوه نگرشمان به دین دارد.چرا که من هیچ اعتقادی به دین ندارم.بعید میدانم مسولین زیگزاگ اجازه دهند در مورد اشکالاتی که به کتاب مقدس وارد است  این جا مطرح کنیم .تا ریشه اختلافاتمان را بررسی کنیم نه این مسایل جزیی مورد اختلاف را. از فرانک که بخشی از توجیهات شما را نمایان کرده و کار من را هم ساده کرده ممنونم.

پاسخ
23/07/2007 12:35:02

 

خانم فرانك!
علت اين‌كه من آقا يا خانم كاوشگر را به "سخنگاه" دعوت كردم براي اين بود كه بگويم چرا از انصاف سخن گفته‌ام. راستش من مدتهاست كه به سخنگاه سر نزده‌ام و علتش هم همانطوركه گفتم بي‌انصافي برخي از دوستان بود كه احساس كردم چنانچه به همين شكل ادامه دهم بايد منتظر شنيدن توهين‌هاي مستقيم هم به اعتقاداتم باشم، وگرنه قصد جسارت به شما را نداشتم كه سوال ساده‌اي كه پرسيده‌ايد بي‌جواب بگذارم!
در مورد تفاوت فيزيكي زن و مرد مي‌پذيريد كه تفاوت در كل هست وگرنه مثلاً در ورزش نمي‌ديديم كه زنان از مردان جدا باشند، دليل علمي كه بتواند ذهن شما را قانع كند فعلاً در اختيار ندارم اما حتماً آنچه را كه خود در اين زمينه شنيده‌ام و با بضاعت اندك خودم برايتان تشريح خواهم كرد.
اما در مورد آنچه كه به‌عنوان دليل صدور احكام اسلامي گفتم، با بخشي از سخنان شما موافقم و بايد در مواردي كه نص صريح در قرآن نيست، فقهاي وارد به مسائل روز اجتهاد كنند و بر اساس آنچه امروز رخ مي‌دهد حكم دهند. اما در مورد مسائل ديگر كه مطرح كرده‌ايد اول بگويم كه نفهميدم آنچه نوشته‌ايد چه ربطي به موضوع دارد؟ چرا واقعاً بايد قبح ازدواج موقت بيشتر باشد؟ كجاي آن ريا و دروغ است؟ چه كسي به زن بيوه منت مي‌گذارد؟ مگر ازدواج موقت بكطرفه است؟ ثواب هم همينطور. اصلاً تفاوت ازدواج موقت با دائم ( كه نبود طلاق و موقت بودن است )چرا بايد باعث اين همه تنفر در نگرش شما شود؟
امروز فرصت زيادي براي كامنت نوشتن ندارم با اين حال حرف زياد دارم و اين مختصر را نوشتم كه به نظرتان بي اعتنايي نكرده باشم اما اگر قصد بحث داريد اول مبناي خودتان را مثل كاوشگر مشخص كنيد تا بدانيم بايد بر اساس چه مبناي مشتركي بحث كرد تا به اعتقادات يكديگر هم خداي نكرده توهين نكنيم!

جناب كاوشگر! اگر من آنگونه سوال كردم به اين خاطر بود كه فكر مي‌كردم شما كه وارد اين بحث شده‌ايد مبنايي ديني داريد! اگر جسارت كردم ببخشيد . قضاوت در مورد اينكه سوال‌هاي من بي ربط بود يا با ربط و آنچه توجيهات خوانده‌ايد را مانند شما به ساير دوستان و وجدان انصاف‌گرشان مي‌سپارم. از اين‌كه خودم را با نوشتن آن‌همه توضيح و مثال بيهوده خسته كردم متأسفم. اما اگر از زياده‌گويي هاي من خسته نمي‌شويد حاضرم از طريق ايميل با شما در هر موردي كه خواستيد بحث كنم. هرچند خودتان را غير معتقد به دين ( كه بايد منظورتان اسلام باشد ) مي‌دانيد، اما شايد مباحثه من و شما به بازتر شدن نگرش هردوي ما كمك كند.
ايميل من:

 

آدرس پست الکترونیکی بدلیل مغایرت با قوانین سایت در مورد حریم خصوصی کاربران، پاک شد.

ویراستار

پاسخ
23/07/2007 12:43:11

محمد ، واقعا درکت می کنم :) شاید به همین خاطر باشه که مدتیه ، از ترس نیش خوردن ، خودم رو در مجله زیگزاگ تحریم کردم

پاسخ
23/07/2007 12:44:17
یه سوال داشتم . چرا آقایان فقط اجازه دارند خانم ها را صیغه کنند . دیروز با خانمی آشنا شدم که دوست داشت اگر بشود ، چند آقا را صیغه ی خود کند ...
پاسخ
23/07/2007 20:51:49

آليش عزيز!

منظورت را نفهميدم كه چرا خودت را تحريم كرده‌اي اما من خودم را تحريم نكردم. در جايي كه احساس كنم ادامه بحث به توهين منجر شده يا مي‌شود، ترجيح مي‌دهم از ادامه آن منصرف شوم. در مورد صيغه ازدواج موقت هم بد نيست بداني ( شايد هم مي‌داني ) كه مانند صيغه عقد، از طرف زن اجرا مي‌شود و مرد آن را قبول مي‌كند يعني اين زن است كه مرد را صيغه مي‌كند اما چندتايش ديگر از محدوده صيغه خارج شده و به همان زنان زير پل در قم يا عليا مخدره‌هاي كنار خياباني در تهران و ديگر شهرهاي معتبر جهان مربوط مي‌شود. لطفاً به دوستانتان ابلاغ بفرماييد!

پاسخ
24/07/2007 01:49:28

آقای محمد عزیز

سخنان شما سرشار از توهین ، تهمت و افترا است . نگاه شما به گزارش بدبینانه و بر اساس این نگرش که " همه گناه کارند مگر آنکه خلافش ثابث شود " ، استوار شده است .

 

 

کاملا نمایان است که شما این گزارش را توهینی به عقاید شخصی خود فرض کرده اید و به جای گفتن اینکه مثلا من طرفدار صیغه هستم ، گزارشگر را به دروغگویی متهم می کنید .

 

همه ما ممکن است نسبت به تیتر ، بی طرفی و ... یک گزارش نظرات متفاوتی داشته باشیم ، ولی این دلیلی بر وارد کردن چنین اتهام سنگینی به یک نویسنده نیست .

 

به عنوان یکی از نویسندگان سایت زیگ زاگ از شما خواهش می کنم نگاه بدبینانه تان را کنار بگذارید تا در یک محیط به قول معروف آکادمیک تر مباحث ژورنالیستی مان را پیگیری کنیم .

 

 

آنطور که از برخی کامنت های شما برداشت کردم ، احتمالا به مبانی روزنامه نگاری علاقه مند هستید . شاید حتی در فکر وارد شدن به این حرفه هستید .... تنها چیزی که صمیمانه خدمت شما و دیگر دوستان عرض می کنم ، اینه که اینجا جای خوبی برای آموختن است . حداقل تجربه شخصی من اینگونه بوده و از خلال همین نظرات بسیار آموخته ام .

 

 

 شما هم می توانید مانند همه ما از این فرصت استفاده کنید . نا گفته نماند که شاید نظر شخصی شما چیز دیگری باشد ، ولیکن جدا از شما خواهش می کنم حرمت این سایت ، نویسندگان و از همه مهتر خوانندگانش را حفظ کنید . 

 

با احترام

یاسر کورونی

پاسخ
24/07/2007 03:38:19

محمد با اینکه شاید اختلاف عقیده و نگاه داشته باشم ، کاملا بهت حق میدم که از بعضی برخوردها ناراحت شی ...  ولی به شرط اینکه خودت هم پا در همون حیطه ی توهین و افترا نزاری ( کلا گفتم )

 

پاسخ
24/07/2007 07:44:25

جناب محمد

اگر شما از دنبال كنندگان مباحث زيگزاگ باشيد بايد ديدگاه كلي من را حدس زده باشيد. من با شما اختلاف مذهبي ندارم. به نظر من دين امري كاملا شخصي است و به هيچ وجه دخالت آن را در عرصه هاي اجتماعي نمي پذيرم. اما اين ربطي به بحث صيغه ندارد. صيغه به صورت مطرح شده امروزي و به گونه ايي كه شما از آن دفاع مي كنيد با برابري حقوق زن و مرد منافات دارد و من با همين نگرش و پايه با شما سر جدل دارم. ببينيد كوكلاس كلانها مي گويند به دليل چشم آبي و پوست سفيد بر چشم سياهان و پوست سياهان برتري دارند. شما هم معتقد هستيد به دليل تفاوت فيزيكي بايد حقوقي برتر از زنان داشته باشيد. يا زير عنوان ازدواج موقت نوشتيد كه زنان نياز جنسي كمتري دارند. اين برداشت شماست، در حاليكه پيمانه اي براي اندازه گيري نياز جنسي نداريم. درست شبيه اين كه شما بگوييد من با 2 بشقاب پلو سير مي شوم اما مي دانم كه شما با 8 قاشق برنج هم سير مي شويد. شما حق نداريد در مورد اندازه و تنوع حقوق ديگران تصميم بگيريد. اينها حقوق اوليه تمام انسانها هستند. زن و مرد، سفيد پوست و سياه پوست، مسيحي و بودايي، كوبايي و افغاني بودن هم در اينجا تفاوت معناداري ايجاد نمي كند. در تفكر من فرقي نمي كند كه يك پسر مجرد و يا يك دختر مجرد صيغه بخوانند و يا نخوانند و با هم هر نوع رابطه اي مي خواهند داشته باشند. تا زماني كه 2 طرف وظايف و مسيوليتهاي برابر داشته باشند هر قراري بين خودشان اصلا به من ربط ندارد. اما خيانت تقديس شده در ازدواج را نمي توانم هضم كنم. وقتي آخوندي مي گويد صيغه براي مردي در نظر گرفته شده كه به ماموريت مي رود يا همسر بيمار دارد، يعني آنكه روي ديگر سكه يعني زني كه شوهرش به ماموريت رفته يا شوهر بيمار دارد در نظر گرفته نشده است و يا در تفكر آن آخوند زن اصلا روي ديگر سكه نيست. در قوانين جزايي كشور ما سن تكليف پسران 15 سال و دختران 9 سال است. يعني دختري 9 ساله به بالا را مي توان به جرم قتل به اعدام محكوم كرد ( اين احكام به صورت واقعي صادر هم شده) اما وقتي جناب پورمحمدي پاي نيازهاي انساني پيش مي آيد نمي گويند "مگر مي شود اسلام براي نيازهاي يك پسر 15 ساله و يك دختر 9 ساله فكري نكرده باشد؟". لپ مطلب: اسلام و هيچ دين ديگري حق ندارد براي انسانها حقوق اوليه ( تاكيد مي كنم حقوق اوليه چون موردي كه كسي چيزي را خودش به دست مي اورد مثلا به دليل درس خواندن بيشتر در يك سيستم اداري دستمزد بيشتر مي گيريد در اينجا مورد بحث من نيست) نابرابر تجويز كند. مي توانيد بگوييد به مرور تحريف شده و ما درستش مي كنيم و يا هر توجيه ديگري. اما اصل مطلب غيرقابل انكار است.

پاسخ
24/07/2007 11:07:24


آليش عزيز!
از تذكر و ابراز همدردي‌ات ممنون. با اينكه اين چند روز جزو برنامه كاري‌ام شده كه هر روز صبح بعد از بستن صفحاتم در روزنامه، به زيگزاگ سر بزنم، اول از كامنت‌هاي جديد، به قول معروف حرص بخورم (!) و بعد سعي كنم ذهنم را براي نوشتن پاسخ‌ها آماده كرده و بعد هم نوشتن و ارسال كامنت جديد. گرچه از پاسخ‌هاي ديگران مي‌فهمم آن‌ها هم از خواندن كامنت‌هاي من حرص مي‌خورند (!) شايد مشكل اصلي اين وسط، بحث نگارشي باشد و در بحث كلامي افراد راحت‌تر بتوانند نظرشان را منتقل كنند. البته اين هم به نظر من عليرغم حرص خوردن‌هايش مي‌تواند مفيد باشد و تجربه تحمل نظر مخالف را براي هريك از ما، عيني‌تر كند.

اما جناب آقاي كوروني عزيز!
از آنجا كه نام شما خاص است مي‌توانم كامنت‌هايتان را در وبلاگ بهزاد بلور به‌خاطر بياورم. در اينجا هم ـ اگر اشتباه نكنم ـ گزارشتان را در موضوع سقوط هواپيماي سي ـ 130 خواندم كه انصافاً گزارش جالبي بود. اما از آنجا كه نام من مانند نام شما، خاص نيست حتماً كامنتي كه ذيل همان گزارش و به ياد صادق نيلي نوشتم را به‌خاطر نداريد. در هر صورت از اين‌كه مرا مخاطب اظهار نظر خود قرار داديد سپاسگذارم. متأسفانه شما هم گرفتار همان كلي‌گويي هايي شده‌ايد كه حداقل در دفاع از اين گزارش ارائه مي‌شود. اي كاش به عنوان نمونه مي‌فرموديد كه در كامنت‌هاي ـ به قول شما ـ سراسر توهين و افتراي من(!) به غير از زير سوال بردن واقعي بودن گزارش چه توهيني به سايت، نويسندگان و مهمتر از آن خوانندگان شده‌است. فكر نمي‌كنيد همين نظر كلي شما هم مي‌تواند توهين تلقي شود؟ من اگر گفته‌ام نقل قول‌ها ساختگي‌است يا گزارشگر بدون حضور در صحنه چنين مطالبي را در قالب يك گزارش نوشته و اگر گفته‌ام اين گزارش موهن است، مستند نيست و به‌دور از انصاف و بي‌طرفي نگارش شده،