2008 نوامبر 21
نام کاربری: کلمه عبور:
خلط ذهنيات با گزارش
19/07/2007 20:43:10

من همچنان با چنين تيترهايي مخالفم: طولاني است و طولاني بودنش لزوم و فايده‌اي ندارد.  "اينجا همه‌چيز زير چادر است"ـ البته اگر با اصل ماجرا كنار بياييم ـ كافي به‌نظر مي‌آيد.

 

اما زير تيتر اينجا يك اشكال اساسي دارد، چون نشان از بي‌طرفي ندارد. وقتي از  كلمه "گستردگي" استفاده شده، يعني نويسنده از ابتدا به خواننده مي‌گويد كه در قم اين سنت گسترده است و حالا من مي‌خواهم اين را به شما اثبات كنم. اگر هدف اين بوده، پس گزارشگر بايد همان ابتدا هم با آوردن فكت‌ها و لينك‌ها اين ادعايش را اثبات كند، وگرنه كار اشكال دارد. اما اگر با اين گزارش قصد دارد چنين موضوعي را اثبات كند، پس نوشتن آن در زيرتيتر لازم نيست، بلكه خواننده بايد از خود گزارش اين نتيجه‌‌ را بگيرد.

 

اينجا وبلاگ نيست، نقد و يادداشت شخصي هم نوشته نشده، يك گزارش نوشته شده كه بايد نقل قول‌ها در آن مستند باشند. من خبر مربوط به اظهارات وزير كشور درباره ازدواج موقت و حجاب را در ايسنا و خبرگزاري فارس چك كردم: حرفي از پسران 15 ساله نبود.

 

 شهر قم هم فقط از همان لحاظ وجود حوزه‌ها و مدارس مذهبي، مهم خوانده مي‌شود و آن هم براي عده‌‌اي خاص. من فكر مي‌كنم در باور كلي و مردمي، مشهد، مهم‌ترين شهر مذهبي ‌ايران است.

 

به‌نظرم اين گزارش دو سكته اساسي در ابتداي پاراگراف شوم و پاراگراف ششم دارد.

 

در اين گزارش "صواب" درست است يا "ثواب"؟! اينجا ديگر اشكال نگارشي به‌وضوح به معنا لطمه مي‌زند.

 

خلط ذهنيات با گزارش
19/07/2007 21:11:28

جدا از اشکال‌های نگارشی از قبيل تنظيم فاصله‌ها و مواردی چون نقطه و کاما، گزارشی خواندنی بود.

ای کاش لينک فکت‌ها به اصل خبر هم در اين گزارش قرار می‌گرفت تا شبهات برطرف شود.

واقعاً براي زيگ زاگ متأسفم
19/07/2007 22:49:27

دلايل زيادي وجود دارد كه اين گزارش يك توهم است البته شكي در اين نيست كه در شهرهاي مذهبي ايران ازدواج موقت بيشتر از روسپيگري رواج دارد. اما خواننده‌اي كه با شهر قم و ادبيات قشر مذهبي آشنا است متوجه مي‌شود كه نويسنده گزارش - كه متأسفانه نام اصلي خود را ذكر نكرده‌اند - برخي مطالب منتشره در رمان‌هاي قديمي از جمله سنگ صبور صادق چوبك را با برخي اسامي مربوط به شهر قم درهم آميخته تا به اصطلاح اين گزارش! كه به مذاق مخالقان ازدواج موقت شيرين است را بسازند! از جمله:

1- صيعه عبارتي مجعول براي كلمه متعه است و قشر مذهبي ايران و افراد مطلع از قوانين اسلامي به‌جاي صيغه از "متعه" استفاده مي‌كنند و كلمه "صيغه" معمولاً توسط عوام و افراد كم سواد (از نظر سواد ديني ) از جمله سازنده اين گزارش استفاده مي‌شود. در حاليكه در اين نوشتار حتي يك بار هم كلمه "متعه" ديده نمي‌شود.

2- آرامگاه معروفي كه در گورستان شيخان فم وجود دارد مربوط به مرحوم ميرزاي قمي است نه ميرزاده قمي! و اگر اين اشتباه، تايپي بود، تكرار نمي‌شد. ضمناً در اين گورستان، مقبره دو روحاني بزرگ قرار دارد نه سه تا و به همين خاطر شيخان ناميده شده ( شيخان مثناي شيخ است يعني دو شيخ )

3 - نويسنده شنيده هاي خود از دلالان محبت را از جمله آلبوم عكس، با واسطه‌هاي ازدواج موقت، تطبيق داده، دليلش هم نبود مدرك و سند است. مسلماً آن افراد خيالي مصاحبه شده اگر وجود داشتند، با آن شهامتي كه نام خود را به نويسنده گفته‌اند، اين آمادگي را داشتند كه لااقل اجازه دهند از اين آلبوم‌هاي عكس، عكسي گرفته شده و در اين نوشتار درج شود.

4 - سندي بر هيچيك از ادعاهاي مطرح شده، ارائه نشده است و دو سه عكس موجود هم تزئيني هستند ( بيچاره آن زن زائر كه با چاپ عكسش به عنوان زني ... نمايش داده شده )

در پايان تأكيد مي‌كنم كه اين به اصطلاح گزارش، بيشتر شبيه روايتي خيالي است كه از اصول اوليه گزارش نويسي به دور بوده و توصيفات و گفت و گوهايش با واقعيت تطابق ندارد. براي سايت زيگزاگ متأسفم كه با درج اين مطلب، كه متضمن تأكيد بر اين نكته توهين آميز است كه "ازدواج موقت همان روسپيگري است" از مسير انصاف و پرهيز از جانبداري، خارج شده و معتقدات عده‌اي را به سخره گرفته است. زير سؤال رفتن حيثيت آموزشي سايت به جاي خود.

سیاوش جان خوش آمدی
20/07/2007 05:23:20

اتفاقا من از گزارش خوشم اومد ، جدا از چند اشکال کوچک که  نیما سربسته و فرزانه مبسوط به آنها   اشاره کردند ،  چند نقطه ی قوت وجود داشت که باعث شد تا لحظه ی مطالعه ی نظر نیما ، و سایرین ، به اشکالات پی نبرم :

 

1- گزارش ریتم سریعی داشت و باعث میشد تا خواننده سریع و بلادرنگ پاراگرافها رو دنبال کند . به نظرم اصل روایت بی نهایت قشنگ و جذاب نوشته شده بود .

 

2- گزارش مملو بود از نکاتی که خواننده را جذب یافتن دلایل یا تاکیداتی در ادامه ی گزارش می کرد ، مثلا وقتی راوی  نقل قول می کند که : " تا حالا کسی را صیغه نکرده ام اما دوستی دارم که سالی دو، سه نفر را صیغه می‌‌کند تا هم نیاز جنسیش برطرف شود، هم ثوابی برده باشد و هم کمک خرجی به یک زن بی‌پناه کرده باشد" بلا درنگ به دنبال تایید چنین جمله ای از جانب شخص دیگری در این نوشته می رویم که همین گزارش را خواندنی تر و خواننده را "میخکوب" می کند .

 

3- بر خلاف آنچه که دوستان، مبنی بر " رعایت نشدن اصول بی طرفی " در این گزارش ذکر کردند ، به نظرم آنچه که زیر این عنوان محکوم می شود ، نه " جانب گیری " نویسنده ، که بیشتر " لحن دلسوزی و دفاعی " ایشان است  ، که قلم را نه به روایت که بیشتر بر دلسوزی گماشته و نگاشته اند

 

4 - فرزانه جان ، یک بار دیگر هم بر سر این موضوع با یکدیگر بحث کردیم ، به نظرم درست است که " تیتر زنی " اصولی دارد ، ولی اصولش ، اصول دین نیست که اجرایش واجب و تخطی از آن گناه و حرام باشد . به نظرم اول " احساس " و دوم " اصول " در تیتر زنی نقش دارند ... اگر احساس غلبه کند ، مخاطب را خوش آید و اگر اصول پیروز شود ، اساتید این حرفه را  ... به نظرم هیچگاه نمی توان از هیچ تیتری غلط گرفت ، چرا که  با این کار ، شاید سلیقه ی شخصی نویسنده را محکوم می کنیم ...

 

5- انتخاب  نام مستعار و یا  نام نگارشی ، برای هر یک از نویسندگانی که در این کره ی خاکی قلم می زنند ، مجاز است که اتفاقا در مملکت ما از قدیم باب هم بوده . نمی دانم سیاوش ، نام اصلی نویسنده است و یا فقط این سبک نگارش ( که خودم طرفدارش شده ام ) را  از این پس با امضای "سیاوش رها" می خوانیم ، اما به هر روی ، اجازه ی محکوم کردن کسی را به خاطر گزینش نامش نداریم .

 

6- سیاوش جان ، به مجله ی کارگاهی زیگزاگ خوش آمدی

 

سوال
20/07/2007 08:09:39

من یه سوال برام پیش اومده، اینکه توی این مجله های اینترنتی، مثلا همین زیگ زاگ، مطالبی که نوشته میشه لزوما باید همه ی قوانین و قوائد رو رعایت کنه یا نه ؟ اگه باید اینطور باشه که خوب نظر دوستان کاملا درسته، من خودم به شخصه وقتی روزنامه می خونم هر غلط کوچیکی حتی نگارشی اش آزارم میده و نوشته رو برام بی اعتبار می کنه، اما همیشه تصورم از اینجا این بود که هر کسی اگه راجع به مطلبی اطلاعات داره می تونه گزارش بنویسه ازش، این ایراد گرفتن ها درسته که خیلی خوبه و به نویسنده و مخاطبین کمک می کنه که اصول نوشتن رو بیشتر یاد بگیرن و رعایت کنن، اما خود من بعد از خوندن این متن و نظرهاش حسابی خورد تو ذوقم . یعنی فکر کردم منی که هیچ چیزی راجع به نوشتن نمی دونم ( مثلا همین مطالبی که راجع به تیتر و غیره گفتید) اگه مطلبی برای زیگزاگ بنویسم و اینجوری باهام برخورد بشه کاملا دلسرد میشم
اگه واقعا هدف زیگزاگ این نیست که همه ی نوشته های اینجا رو روزنامه نگار ها و گزارش نویس های حرفه ای بنویسن، پس بهتره همین حرفه ای ها به جای اینکه اینجوری تو ذوق بزنن، تذکرها رو جوری بدن که کل یک کار رو بی ارزش نکنه
اگر هم هدف زیگزاگ اینه که همه ی مطالب حرفه ای باشه، اصلا چرا نوشته ای که ایراد داره رو تایید می کنه ؟

سوال
20/07/2007 08:59:01

دوست عزیزم سلام ،

زیگزاگ مجله ایست کارگاهی که نویسندگانش، می نویسند تا یاد بگیرند ...مانند همه ی مجلات ، زیگزاگ نیز قوانینی دارد ولی مسلما در قوانین  سایت ، در مورد نحوه ی تیتر زنی و یا تکنیک ها و ذایقه های نگارشی ، تبصره و یا تذکری نیامده است و همه آزادند بنا به طبع نگارشی خود بنویسند ...

بسیار متاسفم که نحوه ی برخورد ما شاگردان کارگاه زیگزاگ ، چنین در ذوقت زده است ... یکی از هراس هایم همیشه همین بود که متاسفانه امروز با آن مواجه شدم ... باید اعتراف کنم که حسن نقد کردن و کارگاهی بودن مجله ، گاهی ، به میدان نبرد برای اثبات " برتری " تبدیل می شود . شاید این بخشی از ذات " روزنامه نویسی " باشد و  " خوب یا بد " نباید به گونه ای باشد که  تو را ، به عنوان یک مخاطب  و یا مشتاق به نوشتن، برنجاند .

شک نکن که همه ی نویسندگان این کارگاه، علیرغم اختلاف سلیقه و ذایقه در نگارش ، با یکدیگر بسیار صمیمی هستند و اگر پیش از زیگزاگ هم نبودند ، با پیدایش این مجله ، شدند ( مثال بارزش در مورد خود من صدق می کند ) و هدف همه ی آنها نیز یکی است : انتقال اصولی مفاهیم و اطلاعات به مخاطب ،

همه ی ما یک تجربه ی مشترک داشتیم و آن " از یکدیگر آموختن" بود : می خوانیم تا بنویسیم ،  این مجله جایگاهی است ، تا مبتدی ترین ها ( مثل من ) در کنار حرفه ای ترین ها بنویسند و هیچ کس بر کس دیگر برتری نداشته باشد .

از اینکه چنین دلسوزانه ، نوشتی ، سپاسگزارم و امیداورم همچنان خواننده و شنونده ی مجله باقی بمانی و خوشحالتر میشوم اگر مطالبت را در کنار مطالب سایر نویسندگان زیگزاگ  در مجله بخوانیم

معرفی سایت در مورد صیغه
20/07/2007 10:57:21

سلام.با تشکر از سیاوش عزیز .مطلب شما خیلی جالب بود و خواندنی.ممنون.و اما محمد عزیز.و اما شما می توانید به سایت www.30gh.com مراجعه کنید تا ببینید که در قم یا همین تهران ما چندین دفتر هست که این کار ها را انجام می دهند.این سایت نه فیلتر هست و نه تا به حال فیلتر شده. و همچنان هم به کار خود ادامه می دهد.ممنون

ابتدايي‌ترين اصول روزنامه‌نگاري
20/07/2007 12:25:19
Missy گرامي!

همان‌طور كه از نظر خودتان پيداست، خواننده‌ي يك سايت و يك مجله اينترنتي، توجهي به كارگاهي بودن مطالب ندارد و آن را با مجله‌ها و سايت‌هاي ديگر ـ كه اكثراً كارگاهي نيستند ـ مقايسه مي‌كند. پس در هرصورت وقتي مطلبي در چنين سايتي منتشر مي‌شود، لازم است بسياري از اصول در آن رعايت شده باشد. چنين كارگاه روزنامه‌نگاري كساني را مي‌پذيرد كه حداقل ابتدايي‌ترين اصول ژورناليسم را بدانند و البته بتوانند آنچه را كه ادعاي دانستنش را دارند، به كار برند. پس اينجا قرار است "خوب‌"ها با دقت بيشتر تبديل به "خوب‌تر"ها و "عالي"‌ها شوند. بنابراين چنين بحث‌ها، پيشنهادها و انتقادهايي بين همكاران و دوستان معمول و مطلوب است.
علاوه بر اين، حتي مطلبي كه در اين سايت كارگاهي چاپ مي‌شود، مي‌تواند مورد استناد قرار ‌گيرد. پس لازم است حداقل‌ها و مباني را رعايت كند.
اگر كاري يا مطلبي با انتقاد و پيشنهاد بي‌ارزش مي‌شود، پس معلوم است كه واقعاً مشكل دارد. من فكر مي‌كردم اينجا قرار نيست يك تكه چوب بگذاريم، تا به كمك همه ي همكاران از آن مجسمه‌اي ساخته شود. بلكه هدف اين است كه مجسمه ساخته شده‌اي را صيقل دهيم و تكميل كنيم. (اما مطالبي كه چاپ مي‌شوند نشان مي‌دهند رويه سايت با برداشت من از اهداف زيگزاگ به عنوان يك كارگاه روزنامه‌نگاري متفاوت است.)
در ضمن "روزنامه‌نگار" شدن هم ملزومات خاص خودش را دارد. اگر تصميم داريد روزنامه‌نگار شويد، بايد آماده يادگيري باشيد و پذيراي بسياري نظرات. يك روزنامه‌نگار اگر مجبور شود حتي 20 دفعه هم مطلبش را براي بازنويسي پس بگيرد، كم نمي‌آورد و از نظرات سردبيرش استفاده مي‌كند. اگر مطلبش را پاره كردند و ريختند توي سطل آشغال، بايد برود از آن تو درش بياورد، تكه‌هاي كاغذ را به هم بچسباند و ببرد دوباره پيش سردبيرش و اشكالات كارش را بپرسد تا بتواند آنها را برطرف كند. سماجت و پشتكار فقط از خصوصيات لازم و مهم يك روزنامه‌نگار، در ارتباطات بيروني نيست، بلكه بايد در محيط داخلي نشريه هم از اين ويژگي‌ها بهره ببرد.
پس چنانچه فكر مي‌كنيد اگر كسي براي بهبود كارتان به شما پيشنهادي بدهد و يا از مطلبتان ايرادي بگيرد، دلسرد مي‌شويد، بهتر است قيد روزنامه‌نگاري را بزنيد و وقت تلف نكنيد. اما اگر به فكر يادگيري و پيشرفت هستيد و لزوم و فوايد صبر را هم قبول داريد، مسلماً اينجا همه آماده‌اند تا به شما كمك كنند.




خلط ذهنيات با گزارش
20/07/2007 13:03:18

درود به تو دوست من

در مورد ایراد نگارشی که به دوستمون گرفته بودید می خواستم مطلبی را گوشزد کنم البته با کمال احترام به نظرتان. دو کلمه صواب و ثواب همانطور که شما متذکر شدید معنای متفاوتی دارند ولی به نظر من شیوه ای که نویسنده به کار برده ایرادی متوجه اش نیست چرا که نوشته: ... ثوابی هم برده باشم. ثواب به معنای پاداش که قطعا منظور نویسنده بوده درست به کار رفته ولی اگر نوشته بود:...صوابی هم برده باشم. نادرست مینمود چرا که به این معنا میشد:...کار درستی هم برده باشم. که نادرست می بود چرا که شیوه درست نگارش با واژه ای که شما منظورتان است باید به این صورت باشد:...صوابی هم کرده باشم.

با درود دوباره

داود

 

خلط ذهنيات با گزارش
20/07/2007 16:58:49

داود گرامي!

زماني كه من آن كامنت را نوشتم، مطلب ايراد نگارشي داشت. اما مسئولان سايت توجه كرده و كلمه صحيح، يعني "ثواب"، كه مدنظرم بود را جايگزين كردند. آنچه شما خوانديد و به تبع آن به من پاسخ داديد، تصحيح‌شده است.

 

خلط ذهنيات با گزارش
21/07/2007 00:10:03

روی هم رفته گزارش خواندنی بود . جدای از چند ایراد نگارشی ، فزانه به نکته مهمی اشاره کرده است که اگر صحت داشته باشه ( چون من اطلاع دقیق ندارم ) ، جای بحث کردن داره ... امیدوارم نویسنده خوبمان آقای سیاوش در نقل قول از وزیر کشور مرتکب این اشتباه نشده باشند ...

 

ولی اگر هم اینگونه بوده لازم به ذکر است ، که معمولا ( البته براساس اصول ادیتوریال بی بی سی ) تا یک خبر توسط دو منبع مستقل و مورد اطمینان تایید نشده باشد ، قابل انتشار نیست . ( و یا خبرنگار سازمان آن را مخابره کرده باشد ) تصور می کنم می توانیم این قانون را در مورد نقل قول هم استفاده کنیم .

 

می خواهم به این نتیجه برسم که نویسنده نمی تواند براساس خواندن سخنان وزیر کشور در یک وبلاگ به طور مثال ، از ایشان نقل قول کند . امیدوارم سیاوش عزیز در این بحث شرکت کنه و ما ر