2009 ژانويه 6
نام کاربری: کلمه عبور:

Photo By Sajede Sharifi

 
 
 
 
«محمد حسین» چهل و هفت ساله، مرد میانسال لاهیجانی ست و به گفته خودش در صیادی پیر و استاد شده: «من سفر کردم و به چشم خودم دیدم که صیادهای ایرانی از بقیه کشورها نعمت بیشتری دارند. از هفت سالگی با پدرم توی این آب ماهی گرفته ام یعنی قدر سن پیغمبر که مبعوث شد من ماهی گیری کرده ام. خدا بیشتر نعمت را به تور ما ایرانی ها می اندازد چون صیاد ایرانی با دریا مهربانتر است.»

شیب و عمق مناسب سواحل جنوبی خزر نسبت به کشورهای دیگر حاشیه دریا باعث می شود ایران، از شرایط بهتری برای صید برخوردار باشد. صید سازمان یافته از حدود سال ۱۳۰۰ به بعد در سواحل خزر شکل گرفت و بیشتر، ماهیان خاویاری، کیلکا و ماهی های استخوانی را در بر می گیرد.
کرانه خزر در ایران به طول حدوداً نهصد کیلومتر و درسه استان «گلستان»، «مازندران» و «گیلان» قرار دارد. بیش از ده هزار صیاد در قالب صد و شصت و دو شرکت تعاونی در این کرانه به صید ماهی مشغولند.

محمد حسین می گوید: «قدیم هر کس که بیشتر کار می کرد رزق بیشتری داشت. حالا هر فامیلی که کشاورزی اش از رونق افتاد، می آید یک تعاونی صید پره می زند و تور می اندازد به دریا. خب این آب مگر چند نفر را می تواند نان بدهد. همین طوری ست که وضع صیادهای کاربلد و شرکت های قدیمی هر روز بدتر می شود.»

به گفته «احمد ملکی»، مدیر عامل «اتحادیه صید پره دراستان گیلان»: «به مرور بر تعداد تعاونی ها افزوده می شود و ضررهای مکرر تعاونی های قبلی، باعث شده صیادان به صید غیر قانونی روی بیاورند. دخالت افراد غیر مسوول در امور دریا و فشاری که از طریق بعضی نمایندگان شهرهای ساحلی در مجلس شورای اسلامی بر شیلات وارد می شود تا بر تعداد تعاونی ها افزوده گردد، صیادان پره را نگران کرده است. به دلیل مخرب بودن شیوه صید سنتی به شکل دام گستر و مورد تهدید قرارگرفتن ذخایر خاویاری با تصمیم شیلات و بعضی از صیادان، صید دام گستر حذف شد و گام به گام شیلات، صیادان را به سوی صید پره و تشکیل تعاونی ها هدایت کرد. با تشویق صیادان، فعالیت در زمینه صید پره رونق گرفت ولی متأسفانه این روند رو به رشد سبب سیر نزولی درآمد سرانه صیادان شد.»

روند صید دریای خزر، طی یک دهه اخیر به دلیل تغییر ناگهانی اکوسیستم، آلودگی آب ها، نامساعد شدن شرایط زاد و ولد طبیعی آبزیان، بهره برداری بی رویه و صید قاچاق روند نزولی داشته است.

در اواخر سال ۲۰۰۷ میلادی، بانک جهانی گزارشی درباره آلودگی های زیست محیطی دریای خزر منتشر کرد. براساس این گزارش، سالانه ‪ ۲۵۴‬میلیون تن آلودگی از کشور «آذربایجان»، ‪۶۷‬میلیون و ‪ ۵۰۰‬ هزار تن از «روسیه»، ‪۳۵‬ میلیون تن از «قزاقستان» و پنج میلیون تن از «ایران» وارد دریای خزر می ‌شود و اگر این روند ادامه یابد تا ده سال آینده منابع ماهیان خاویاری خزر به صفر می رسد.

محمد حسین هم از آلودگی خزر گلایه دارد: «رنگ آبی از این جا آمده که رنگ آب بوده. مثلاً قدیمی ها گفته اند خب پس آسمان هم آبی ست یعنی رنگ این است (به دریا اشاره می کند). حالا آن هایی که از تهران و این ها آمدند این جا خوشگذرانی و هی آشغال ریختند و ویلا ساختند بیایند این آب را ببیند، رنگ لجن شده. مرغ ماهی خوار هم رغبت نمی کند از این آب ماهی بگیرد که صیاد بیچاره تا کمر می رود توی آب و ماهی هم می گیرد.»

به نقل از «رمضان بلبلی»، رئیس هیأت مدیره «اتحادیه تعاونی های صیدپره»، میزان صید هر صیاد در سال ۶۸ حدود ۲۱۰۰ کیلو و درسال ۷۹ حدود ۹۹۰ کیلو شده است. تازه این وضعیت کاهش یافته هم بدون دخالت شیلات، که تنظیم صید را در دست دارد، میسر نمی شد. شیلات ایران سالانه بیش از ۱۵۰ میلیون بچه ماهی سفید در آب های منتهی به خزر رها می کند و براساس آمار کمیته صید سازمان شیلات ۹۰ درصد صید از محل رها سازی بچه ‌ماهی و رشد آن ها در دریا صورت می ‌گیرد.

محمدحسین می گوید: «صیاد خواب آرام ندارد. اگر تور انداختیم و ماهی بالا آمد همین طور مرتب تور می اندازیم. حالا ممکن است تا غروب باشد یا نصفه شب یا تا فردا صبح طول بکشد. با این که علم و وسایل صیادی پیشرفته شده اما هنوز کار صید معلوم نمی کند. تا ماهی هست باید بگیریم چون با این اوصاف معلوم نیست فردا چه می شود.»

بر اساس مصوبه «کمیته صید سازمان شیلات ایران»، صید ماهی در سواحل جنوبی دریای خزر همه ساله از ‪ ۲۰‬ مهرماه شروع و در نیمه فروردین ماه سال بعد پایان می ‌یابد. ساعات صید قانونی هم، از طلوع آفتاب آغاز می شود و تا ساعت ‪۲۰‬ ادامه دارد. ضمن این که بر اساس اندازه چشمه‌ های تورهای صیادی در چهار ماهه نخست صید ‪۳۰‬ میلی متر و ‪ ۲‬ماه باقی مانده به پایان صید ‪ ۳۳‬ میلی متر، تعیین شده است.

خورشید پشت خزر طوفانی غروب کرده که صیاد گیلانی باز هم به آب می زند: «من به پسرم گفتم سراغ هر کاری برو غیر از صیادی. چون زمانی که من و پدرم در این کار بودیم منزلتی داشت. حالا که نوه ام می خواهد شغل پدربزرگش را بگوید، می گوید مثل مرغ ماهی خوار.»