2008 سپتامبر 6
نام کاربری: کلمه عبور:
01

گزارش روزنامه «کیهان»
از نقد تند «ابراهیم نبوی» بر برنامه تلویزیونی بخش فارسی «صدای آمریکا» درباره «احمد باطبی» و سالگرد اقدام اعتراضی ۱۸ تیر ۱۳۸۷ بیش از آن که نشانگر اختلاف نظر بر سر روایت یک رویداد سیاسی باشد مجادله میان چند دیدگاه حمایتگر در رسانه های سیاسی فارسی زبان است.

موضوع خبری سالگرد ۱۸ تیر در دو هفته اخیر یکی از مهم ترین موضوعات مورد توجه رسانه هایی بود که به تحولات سیاسی در ایران می پردازند. بیشتر آن چه در باره ۱۸  تیر نوشته شد - مانند آن چه «حسین علوی» در «رادیو زمانه» پی گرفته است - مرور دیدگاه های بازیگران سیاسی است که در عرصه عمل درگیر این ماجرا بوده اند.

تنها ماجرای تازه، پرداختن به فرار احمد باطبی، زندانی سیاسی بازمانده از دستگیر شدگان ۱۸ تیر است که در آن هیچ اطلاعات تازه ای دیده نمی شود.

بازتاب های خبری در روز های پس از ۱۸ تیر بر دستگیری شماری از دانشجویان متمرکز بود که برخی رسانه های حمایتگر بر اهمیت آن تاکید کردند، مانند گزارش «فرین عاصمی» در «رادیو فردا».

«روزنامه نگاری حمایتگر» (advocacy journalism) گونه ای از روزنامه نگاری است که ماجراهای خبری خود را بر اساس دیدگاهی که آشکارا باور دارد دنبال می کند و آن را در جهت حمایت از فرایند عمل سیاسی و اجتماعی  به کار می برد.

به عنوان مثال، در پوشش خبری بیشتر این رسانه ها در باره ۱۸ تیر ماه، چارچوب اصلی بحث را باور به نظریه «قیام گرایی» در رخدادهای سیاسی تشکیل می دهد. این نظریه میراث نخستین دوره های روزنامه نگاری «چپ گرا» در جهان است که به طور مشخص روزنامه را در بستر نیاز سیاسی به سازمان دهی قیام اجتماعی هدایت می کرد.

این دیدگاه، آن چنان با الزامات روزنامه نگاری حمایتی سیاسی ایران در هم تنیده است که  نشانه های آن همه رسانه های چپ و راست را در بر گرفته است.

چهره های برجسته روزنامه نگاری حمایتی، در پذیرش واقع گرایی ادعایی روزنامه نگاری «لیبرال» تردید دارند و پیگیری خبری را با تلاش برای بحث در باره دیدگاه خود در هم می آمیزند.

اگرچه بسیاری از آنان برای نشان دادن احترام و پایبندی خود به ارزش های واقع گرایی و بی طرفی تاکید می کنند که هدف آن ها تنها اطلاع رسانی است (مثلاْ در صدای آمریکا) و یا این که دانستن حق مردم است (مانند آنچه ما در روزنامه صبح امروزبه عنوان شعار روزنامه برگزیده بودیم).

شاید بتوان روزنامه نگاری حمایتی را بخشی از روزنامه نگاری دانست که از شکل کلاسیک روزنامه نگاری سیاسی تاثیر می پذیرد. شکل کلاسیک روزنامه نگاری سیاسی، تنها در جوامعی توسعه یافته است که پوشش خبری حرفه ای درباره همه جنبه های زندگی سیاسی و حکومت و ساختار قدرت امکان پذیر است و تفسیر بحث سیاسی بر بستری از اطلاعات روزآمد و ابطال پذیر انجام می گیرد که لازمه آن وجود نهاد های پاسخ گو در حوزه همگانی و به در ویژه حوزه سیاست است.
  2

اگرچه حتی گونه لیبرال روزنامه ها و رسانه ها ی سیاسی - چنان که در مطالعه «نوآم چامسکی» در باره ساختار رسانه ها در آمریکا آمده است - حتی در جوامع دموکراتیک هم از حمایت گرایی ناشی از وجود انحصار های رسانه ای و بازار آگهی و تبلیغات در امان نیستند.

تجربه سال های دراز روزنامه نگاری سیاسی در ایران، نشانی از آن است که آن چه بیش از هر عامل دیگری به رشد روزنامه نگاری حمایتی می انجامد، روند سانسور است. به تعبیر دیگر روزنامه نگاری سیاسی حمایتگر، بیش از آن که نتیجه انتخاب روزنامه نگاران باشد ناشی از فرایند فزاینده محدودیت هایی است که بر حقوق دموکراتیک متضمن آزادی بیان و حقوق حرفه ای روزنامه نگاران از سوی ساختار های غیر دموکراتیک قدرت اعمال می شود.

سانسور از طریق قطبی کردن فضای ممکن در سیاست و رسانه و از طریق بستن امکان فضای گفت و گوی سیاسی در سطح شهروندی – با استفاده از روش هایی مانند بالا بردن هزینه و مخاطرات مشارکت و گفت و گوی سیاسی- امکان برقراری رابطه میان روزنامه نگاری سیاسی و جامعه مدنی را از بین می برد و روزنامه نگاری سیاسی تنها در دو قطب حداکثری منازعه سیاسی متبلور می شود و در چنین شرایطی راهی به جز روزنامه نگاری حمایتگر پیش روی روزنامه نگاران سرزمین سانسور زده نمی ماند.

تاثیر روند سانسور، فراتر از مرز ها را در برمی گیرد و حتی رسانه ها و روزنامه نگاران فراتر از مرز های سیاسی را وادار می کند تا در همان فضا کار خود را دنبال کنند. شاید تاثیرات ناشی از محدود ماندن حق همکاری و گفت و گو با رسانه هایی مانند صدای آمریکا در ایران نمونه هایی از تاثیر روند سانسور بر ساختار رسانه ها در فراتر از مرز ها باشد (مثلا٬نگاه کنید به یک مناقشه در باره خبر رسانی در باره انحلال انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران).

روزنامه نگاری حمایتگر همواره با این انتقاد روبرو بوده است که به حقوق مخاطب بی اعتنایی می کند و از اعتماد مخاطب به خود در راه اهداف – صرف نظر از این که از نظر مخاطب درست یا نادرست باشد - بهره می گیرد. اما جای این امیدواری وجود دارد که افزایش توانایی های روزنامه نگاری شهروندی و حضور هرچه بیشتر مخاطب در باز تولید رسانه – از طریق روش هایی مانند حق آزادانه و برابر ابراز نظر روند روزنامه نگاری سیاسی را دچار تحول به سوی در نظر گرفتن هرچه بیشتر حقوق مخاطب به پیش براند.

روند دیگری که می تواند به کارکرد اصلی روزنامه نگاری سیاسی نزدیک تر باشد، ایجاد پیوند میان گروه های گسترده مخاطبان با موسسات پژوهشی سیاسی و بهره گرفتن از دانش سیاسی به جای محدود کردن سیاست به «اعلام موضع» های سیاسی است.