2008 نوامبر 21
نام کاربری: کلمه عبور:
Photo By Mostafa Ghajar

بازی های کسل کننده یونان را به یاد بیاورید که چگونه یورو ۲۰۰۴ را زهر کرد. فوتبال تدافعی و خشنی که با یک موقعیت به گل می رسید و تا آخر از همان یک اندوخته خود مراقبت می کرد.

«اتورهاگل» سرمربی یونان همان زمان گفت که قهرمانی یونان یک معجزه بود و شاید ۳۰ سال یک بار هم تکرار نشود. پیروزی فوتبال تدافعی بر فوتبال هجومی در جام جهانی ۲۰۰۶ نیز ادامه یافت و تیم ملی ایتالیا به قهرمانی رسید.

از آن زمان تاکنون بسیاری از تئوریسین های فوتبال به فکر طراحی شکلی از بازی بودند که بتواند ترفند مربیان تدافعی را خنثی کند. به نظر می رسد که در این دوره از بازی های جام ملت های اروپا، فوتبال تهاجمی توانست قابلیت های خود را به خوبی نشان دهد و یک بار دیگر طرفداران فوتبال را متقاعد کند که می توان در عین بازی زیبا در کسب نتیجه نیز موفق بود.

«مجید جلالی»، سرمربی سابق تیم فوتبال استقلال اهواز به «مجید کامپیوتر» مشهور است. او در کارنامه اش یک بار با تیم پاس قهرمان لیگ برتر شده و در هر تیمی که حضور داشته به استفاده از رایانه برای تحلیل فوتبال علاقه نشان داده است. جلالی در سمینارهای مختلف و برنامه های تلویزیونی به بررسی و آنالیز مسابقات فوتبال می پردازد. او در یکی از همین برنامه ها گفته بود که باید منتظر «یورو ۲۰۰۸» و «جام جهانی ۲۰۱۰» شد و دید که چه تاکتیک هایی برای مقابله با فوتبال تدافعی به کار گرفته می شود.

آقای جلالی حالا زمانش فرا رسیده که خودتان به پرسشی که قبلا مطرح کرده بودید پاسخ دهید و بگویید چه تاکتیک هایی برای مقابله با فوتبال تدافعی استفاده شد؟

یورو ۲۰۰۸ تبدیل به شروع یک دوره جدید در فوتبال جهان شد. بسیاری از اوقات، اروپایی ها در نوآوری تاکتیک‌ های جدید فوتبال پیشتاز بودند اما در چند سال گذشته آمریکای جنوبی پیشتاز بوده است. به طور مثال، «آرژانتین» شیوه جدیدی از فوتبال تهاجمی را در جام جهانی ۲۰۰۶ به معرض نمایش گذاشت، هر چند که نتوانست مقامی را کسب کند.

ترک ها سال هاست که به عنوان یک ملت جدا از اروپا تحقیر می شوند. آن ها سال هاست که پشت در اتحادیه اروپا ایستاده اند. بنابراین به این فکر رسیده اند که فوتبال یکی از راه هایی است که می توانند خودشان را به اروپا اثبات کنند و اروپا را متقاعد کنند که در برخی زمینه ها از اروپایی ها جلوترند.

مجید جلالی

در این جام، تیم هایی مثل «هلند»، «اسپانیا» و «روسیه» با استفاده از همان شیوه «آرژانتین» و در بعضی بخش ها تکامل‌ یافته تر با سبک بازی های فشرده و تخریبی مقابله کردند و از این نظر جام‌ ملت‌ های اروپا جام ویژه‌ای بود و علاقه مندان به فوتبال را امیدوار کرد که در جام جهانی ۲۰۱۰ شاهد بازی های بسیار بهتری باشند.

هنگامی که هلند با چهار گل، «فرانسه» و «ایتالیا» را برد، همه به قهرمانی هلند امیدوار شدند، اما یک ترسی هم وجود داشت که هلند در مراحل پایانی قربانی فوتبال تدافعی شود.

هلند با همان سبک ۱-۲-۳-۴ که سال هاست آن را بازی می کند به این جام آمد. با این تفاوت که دو تغییر داشت. اول پذیرفته بودند که فوتبال باز و پرتحرک هلندی نیازمند قدرت بدنی برای درگیری روی توپ است. به خاطر این که دیده بودند تیم هایی که در یورو ۲۰۰۴ روی توپ قوی درگیر می شدند و بازی را فشرده می کردند، موفق می شدند.

هلند در این جام علاوه بر آن که که در زمان مالکیت توپ بازی زیبایی ارائه می داد، هنگامی که توپ را از دست می داد نیز بر سر تصاحب توپ، قوی درگیر می شد. پیش از این فوتبال هلند روی پاس های کوتاه و سریع متمرکز بود. اما در این جام از پاس های قطری استفاده می کردند که اسمش را «بازی دور هدفمند» می‌گذارم. آن ها می دانستند که می خواهند بازی را به کدام سمت ببرند و با همین سبک تمرکز حریف را بر هم می زدند.

به طور مثال در گل دوم هلند به ایتالیا، شاهد بودیم که چهار بار از قطر زمین استفاده شد. این دو ویژگی هلند را از جام های پشین متمایز کرد. هلند در جایی حذف شد که به تیمی شبیه خودش برخورد. تیمی که با سبک هلند بازی می کرد و هلند را کاملا می شناخت.

منظورتان «گاس هدینگ» هلندی، سرمربی تیم ملی روسیه است؟

بله، او می دانست که پاشنه آشیل فوتبال هلند کجاست و دست گذاشت روی همان نقطه.

نقطه ضعف هلند چه بود که مقابل روسیه حذف شد؟
 
هلند نقطه ضعفی نداشت. روسیه سعی کرد ویژگی های مثبت بازی هلند را خنثی کند، از طریق یک نوع بازی که در تئوری فوتبال مرسوم  نیست. سبکی که روس ها بازی کردند، خلاف سبک اصل تمرکز در دفاع است. روسیه برای مهار هلند، کناره های زمین را بسته بود و از این طریق هلند را مات کرد.

با سبک ایتالیا، یونان، دور قبل قهرمان اروپا شد و در جام جهانی نیز ایتالیا با همین سبک بازی به پیروزی رسید. اما فوتبال از این سبک بازی به ستوه آمده بود و دنبال راهی برای مقابله با این سبک بود و این باور غلطی است که فکر کنیم مشکل ایتالیا مشکل مربی بوده است.

مجید جلالی


بازی «روسیه» به نظر می‌رسید که نسبت به سبک بازی شوروی سابق که تنها متکی بر قدرت بدنی بود، متحول شده است و آن ها بسیار هجومی و زیبا بازی می کردند.

«روس» ها تیم بسیار خوبی بودند. آن ها زمانی که توپ نداشتند ایده بسیار خوبی برای بازی داشتند که حریف را کنترل کنند. البته با صرف انرژی فراوان. بنابراین سبک فعلی بازی روسیه هم نیاز به قدرت بدنی بالایی دارد. به همین دلیل هنگامی که در برابر هلند همه انرژی خود را مصرف می کنند، دیگر نمی توانند همان بازی را در برابر اسپانیا انجام دهند.

فرم فوتبال روسیه با فرم فوتبالی که کره جنوبی زمان «گاس هدینگ» بازی می کرد شباهت معناداری داشت.

روسیه بسیار خوب و با سرعت در ضد حمله به گل می‌ رسید. اما مشکل روسیه هنگامی بود که صاحب توپ می شدند. آن ها سه یا چهار شیوه مشخص برای رسیدن به دروازه حرف داشتند و برای این اقدامات، تیم روسیه بسیار خوب بسته شده بود.

Euro 2008
محو شدن «آرشاوین» همه کاره تیم ملی روسیه در برابر اسپانیا، بسیار عجیب بود. آیا روسیه متکی به فرد نبود؟

نه، روس ها یک طراحی از قبل برای بازی داشتند. اما از نظر بدنی مقابل اسپانیا خسته شدند.

پرتغال با توجه به داشتن ستارگانی مثل «رونالدو» و «دکو» و اینکه اسکلتش نسبت به جام جهانی دست نخورده بود، یکی از امیدهای قهرمانی جام محسوب می شد.

پرتغال سعی می کرد از بازیکنان خودش در هر بازی با توجه به شکل بازی حریف استفاده کند و این کار را به خوبی انجام می داد. وقتی شما بازیکنی مثل «کریس رونالدو» را دارید، مشخص است که تیم حریف برای بازیکن شما برنامه دارد.

اما این بازیکن ابتدای بازی را در سمت چپ بازی می کرد. بیست دقیقه بعد را در سمت راست و دوباره بعد از نیم ساعت به عنوان مهاجم مرکزی بازی می کرد و بار دیگر در اواسط نیمه دوم او را در خط هافبک مشاهده می کردید.

این شکل بازی برای تیمی که می خواهد رونالدو را مهار کند، دردسرهای فراوانی ایجاد می کند. همانند همین کار را در مورد دکو نیز انجام می دادند. بنابراین پرتغال با جابه جایی عناصر تهاجمی، دفاع حریف را بهم می ریخت. هر چند که پرتغال از نقطه نظر یک کار تاکتیکی پیچیده چیزی در چنته نداشت. ولی از نظر سطح تکنیکی در سطح بسیار بالایی قرار داشتند.

منظور شما این است که پرتغال ساده بازی می کرد و تنها روی خلاقیت بازیکنانش تکیه کرده بود؟

بله، پرتغال بازی را از عقب زمین شروع می کرد، با پاس های دور بلند جریان بازی را عوض می کردند و سپس بازی را به کنار های زمین می بردند و از آن جا با دریبل، بازیکنان شان سعی می کردند به دروازه حریف نزدیک شوند. این سبک یکنواخت بازی شان بود که سبک پیچیده ای هم نیست و به دلیل سطح بالای تکنیکی بازیکنان خود نتیجه می گرفتند. آن ها حتی در جام جهانی هم همین سبک را دنبال کرده بودند.

خیلی از کارشناسان دلیل موفق نبودن ایتالیا را بی تجربگی «دونادونی» می دانستند و همین فشار مطبوعات باعث شد تا فدراسیون فوتبال ایتالیا با پرداخت غرامت او را بعد اخراج کند و دوباره «مارچلو لیپی» را برگرداند. نظر شما چیست؟

با سبک ایتالیا، یونان، دور قبل قهرمان اروپا شد و در جام جهانی نیز ایتالیا با همین سبک بازی به پیروزی رسید. اما فوتبال از این سبک بازی به ستوه آمده بود و دنبال راهی برای مقابله با این سبک بود و این باور غلطی است که فکر کنیم مشکل ایتالیا، مشکل مربی بوده است.
یقین بدانید که اگر لیپی هم مربی این تیم بود، ایتالیا نتیجه نمی گرفت. در جام جهانی ۲۰۱۰ همه مردم جهان خواهند دید که مشکل ایتالیا مشکل مربی نیست. ایتالیا باید از سبک بازی فشرده بیرون بیاید.

سال هاست ایتالیایی ها به سبک دفاع کردن شان و استفاده از ضد حملات مباهات می کنند. معتقدید که ایتالیا باید به طور کلی چنین خصوصیتی را کنار بگذارد؟

سبک بازی ایتالیا سال هاست که چنین است. بازی را فشرده کنید و از عمق بازی کم کنید. وقتی فشرده بازی می کنید فاصله بین خطوط کم می شود، فاصله پوشش توپ کم می شود، سپس باید بازی خشن و درگیرانه کنید و بازی حریف را تخریب کنید. در نتیجه در یک یا دو موقعیت گل که معمولا روی ضربات آزاد ایجاد می شود از اندک فرصت ها بهره می برند و به برتری دست پیدا می کنند.

ایتالیا همواره از تخریب قابلیت های حریف به وسیله بازی فشرده نتیجه می گرفت. به یاد بیاورید که در فینال جام جهانی ۲۰۰۶ چگونه با خطاهای پی در پی، زیدان را عصبی کردند و او را از بین بردند. ترکیه هم با همین سبک در جام جهانی ۲۰۰۲ سوم دنیا شد.

Euro 2008

اما به نظر می رسید که سبک بازی ترکیه در این جام تغییر کرده بود و آن ها میل فراوانی به هجوم داشتند. آیا سبک بازی ترکیه در موفقیت این تیم تاثیر گذار بود یا اعتماد به نفس عجیب ترک ها؟

ترک ها سال هاست که به عنوان یک ملت جدا از اروپا تحقیر می شوند. آن ها سال هاست که پشت در اتحادیه اروپا ایستاده اند. بنابراین به این فکر رسیده اند که فوتبال یکی از راه هایی است که می توانند خودشان را به اروپا اثبات کنند و اروپا را متقاعد کنند که در برخی زمینه ها از اروپایی ها جلوترند. این انگیزه ویژه ای بود که ترک ها داشتند و همین انگیزه ویژه باعث شد تا آن ها آخرین دقیقه هر بازی را انتحاری بازی کنند.

در مورد آلمان گفته می شد که این جام تمرینی برای ایده های «یواخیم لو» سر مربی این تیم است که پیش از این در یک تیم دسته سومی و اکنون در یورو ۲۰۰۸ آن ها را آزمایش کرد. به همین دلیل کسی روی آلمان به عنوان تیمی که تا فینال بیاید حساب باز نکرده بود.

آلمان ها مثل همیشه با تحلیل آمده بودند. آن ها یک تورنمنت را تحلیل می کنند و برای هر بازی و گرفتن نتیجه یک سبک از بازی را انجام می دهند. آلمان ها از سبک های مختلف بازی برای رسیدن به نتیجه دلخواه استفاده می کنند. آن ها همواره جام را با یک سبک آغاز می کنند و در مراحل بعدی تاکتیک خود را تغییر می دهند.

بازی پیچیده آلمان از امکان پیش بینی در مورد نحوه بازی این تیم می کاهد. به همین دلیل وقتی آن ها وارد یک تورنمنت می شوند شما روی این تیم حساب نمی کنید اما در آخر کار می بینید که در صف فینال ایستاده اند.

Euro 2008

اسپانیا را هماهنگ ترین تیم جام ملت ها می دانستند که با خط هافبک ویران کننده اش به هیچ تیمی نباخت و در نهایت قهرمان شد. تیمی که همواره گفته می شد در زمان لازم نتیجه نمی گیرد و روزنامه های اسپانیا پس از قهرمانی نوشتند:« ۴۴ سال است دنیا در مورد ما اشتباه فکر می کرد.»


هنگامی که شما صاحب عناصر تهاجمی مانند «ویا»، «فابرگاس»، «تورس»، «ژاوی» و «ایستتا» هستید، بازیکنانی که  برای هر تیمی ویران کننده هستند. بنابراین حریف ها راه های تهاجمی این افراد را می بندد. اما اسپانیا این حسن را داشت که با سایرعناصرش هم بازی حریف را تحت تاثیر قرار می داد.

به طور مثال در سمت راست «راموس» را داشت و در سمت چپ «کاپدویلا». در وسط هم «سنا» را به عنوان هافبک دفاعی داشت. هنگامی که کار در وسط زمین گره می خورد «سنا» با یک حرکت پا به توپ عمقی تمام ایده های دفاعی حریف را به هم می ریخت. تیم اسپانیا بسیار خوب طراحی شده بود. شما اگر ترکیب اولین بازی اسپانیا را با ترکیب آخرین بازی این تیم مقایسه کنید می بینید که تنها یک تغییر داشته که آن هم به دلیل مصدومیت بوده است. در واقع تیم اسپانیا مثل یک گروه ارکستری بود که نمی شد کسی را از آن حذف کرد و نفر دیگری را جایگزین کرد. بنابراین «لوئس آراگونس» (سرمربی اسپانیا) این آگاهی را داشت که در این سبک بازی نیازی به «رائول گونزالز» ندارد.

«آراگونس» شب قبل از بازی فینال گفته بود آن قدر تک ضرب پاس می دهیم تا تیم مقابل خسته شود. و وقتی از او پرسیدند آیا آلمان ها به شما اجازه می دهند بازی تک ضرب تان را انجام دهید؟ گفت: «به هر حال ممکن است آن ها هم خسته شوند.»

بازی تک ضرب، کوتاه و سریع یکی از راه های کارآمدی است که در مقابل بازی فشرده قابلیت دارد. اگر بخواهید آهسته پاس بدهید، حریف مقابل، فشردگی اش را حذف می کند. اما اگر این کار را سریع انجام دهید، فشار زیادی از نظر بدنی به تیم مقابل وارد می شود. از این نظر که بخواهد دفاع کند، فضاها را ببندد و روی توپ درگیر شود. این مسئله حتی از نظر ذهنی برای تیمی که دفاع می کند آزار دهنده است. چرا که به طور مداوم توپ تغییر وضعیت می دهد و آلمان دقیقا با چنین مشکلی مواجه شد.

چرا که اسپانیایی ها آن قدر سریع به هم پاس می دادند که آلمان ها نمی دانستند چه زمانی باید روی توپ درگیر شوند. البته دو تا عامل می توانست تاکتیک اسپانیا را از بین برود. اول دوندگی بسیار بالا که آلمان توانش را نداشت و دوم خطای زیاد. در این بخش داور به خوبی از فوتبال مراقبت کرد و اجازه نداد بازی خشن شود. چرا که خطای زیاد باعث آهسته شدن سرعت بازی می شود. ضمن اینکه غنای تکنیکی اسپانیا آنقدر بالا بود که بتوانند این سبک بازی را انجام دهند.