2008 سپتامبر 6
نام کاربری: کلمه عبور:

زنده رود

زنده رود خشک شده است. در آستانه ورود به فصل گرما، در حالی که عده ای برای رفتن و استراحت در کنار این رودخانه برنامه ریزی می کردند، رسانه ها از خشک شدن زنده رود خبر دادند.

«منصور شیشه فروش»، رئیس «ستاد حوادث غیرمترقبه استان اصفهان» در یک نشست خبری گفت: «خشکسالی پیش روی استان اصفهان در سال جاری در ۱۰۰ سال گذشته بی‌ سابقه است.»

«خبرگزاری فارس» هم اعلام کرد: «پیش بینی می شود به علت بحران کم آبی، تمامی آب سطحی رودخانه "زاینده رود" همانند سال ۱۳۸۰ خشک شود. رودخانه زاینده رود با کم شدن آب سطحی خود، معضلاتی نظیر نمایان شدن ورود پساب های فاضلابی به رودخانه زاینده رود، مرگ آبزیان، کاهش وسعت تالاب گاوخونی و پیشرفت کویر در آن، ایجاد خسارت شدید به بخش کشاورزی که در زمستان گذشته نیز سرمازدگی خسارات زیادی به محصولات آنان وارد ساخت و پل های تاریخی که معماری آنان به گونه ای است که می بایست پایه هایشان در آب قرار بگیرد و در غیر این صورت به تخریب نزدیک می شوند را نمایان می کند.»

در سال های پایانی دهه هفتاد، با تصویب دولت وقت، بخشی از آب زاینده رود برای مصرف روزانه به یزد هدایت و پس از آن، رودخانه به مدت دو سال گرفتار خشکسالی شدیدی شد. این در حالی ست که طی چند سال گذشته، اداره «حفاظت محیط زیست» به کارخانه های مجاور زنده رود، بارها درباره رها کردن زباله و پس مانده تولید ی این کارخانه ها در آب هشدار جدی داده است. در فروردین ماه امسال هم، هنگام یک عملیات حفاری در زنده رود، بر اثر اصابت چنگک ماشین با یکی از لوله های نفت، نشت آن، آب را تا سه ماه، غیر قابل مصرف و آلوده کرد.

«زاینده رود» را بسیار به افسانه ی «ققنوس» تشبیه کرده اند. رودی که از سرچشمه اش در «زردکوه» تا انتهای مسیر زندگی می بخشد، می گذرد و آباد می کند، می رویاند و حیات می دهد و در آخر، خودش را به گاوخونی می رساند و در باتلاق آرام می گیرد و می میرد. مثل ققنوس که در خود، آتش می گیرد و از دل خاکسترش، ققنوس دیگری به دنیا می آید.

از همین روست که این رودخانه، به نام های «زنده رود»، «زاینده رود»، «زندرود»، «زرین رود»، «زرینه رود»، «زن رود» و «زندک رود» خوانده می شود.

زنده رود منشا شاعرانگی، جنون و نبوغ توامان اصفهانی هاست. سالیان سال، کرانه های این رود، در تمام فصول، محل پاتوق اهالی بوده است: وعده های عاشقانه، ورزش های صبح گاهی، گردش های خانوادگی و حتی دیدارهای دوستانه.

زاینده رود، منشا حیات بخش مردمی است که به تعبیر «حافظ»، خرد در زنده رود انداخته اند؛ آن چنان که سال هاست طنین آواز اصفهانی زیر پل «خواجو» و بوی کاهو و سکنجبین در حاشیه آن شنیده می شود.

خرده فرهنگ اصفهانی با گذر زنده رود، آن چنان در هم تنیده که تجزیه ی این پیوند تقریبا امری غیر ممکن است.

در این «صدا-تصویر»، عده ای از اصفهانی ها، در کرانه زاینده رود از جریان زندگی شان و این رودخانه می گویند. 

زنده رود

 
 
 


زنده رود در مرکز ایران، از غرب به شرق جاری ست. سرچشمه این رودخانه، دامنه های «زردکوه» بختیاری ست که در محدوده استان های «اصفهان» و «لرستان» قرار دارد. نام این سرچشمه، «جانان» است. تا رسیدن به «کوهرنگ»، سه چشمه دیگر در آن می جوشند ولی تمام قوت زاینده رود پس از پیوستن به آب های «کوهرنگ» است.

رودخانه با عرض ده تا بیست متر، در حدود سیصد تا چهارصد کیلومتر، مسیر پر پیچ و خمی را می گذراند و سرانجام در شرق اصفهان به مرداب «گاوخونی» ختم می شود.

در قرن دهم هجری، شیخ بهایی طرحی تهیه می کند که براساس آن، آب زنده رود به سی و سه سهم تقسیم و به بلوک های مختلف اصفهان، هدایت می شود.این کار به وسیله نهرهایی صورت می گرفته که از مسیر اصلی رود منشعب می شده اند و در گویش اصفهانی به آن «مادی» می گویند. در مسیر زاینده رود حدود صد و پنجاه مادی از رودخانه جدا می شود.

از روزگاران قدیم، در حاشیه زنده رود، روستاها و شهرهای بسیاری وجود داشته است. از همین روی برای ارتباط شرق و غرب رودخانه، پل های بسیاری بر آن ساخته اند. امروز حدود سی پل در مسیر زاینده رود وجود دارد. این سلسله از پل «ده کرم سفلی» در نزدیکی سد کوهرنگ آغاز می شود و با پل «ورزنه» در شرقی ترین نقطه رودخانه پایان می یابد.

نخستین پلی که زاینده رود پس از ورود به اصفهان، از زیر آن جاری می شود؛ پل «وحید» است. پس از آن، زنده رود، به ترتیب از زیر پل های «مارنان»، «پل فلزی»، «پل آذر»، «سی و سه پل»، «پل فردوسی»، «پل جویی»، «پل خواجو»، «پل بزرگمهر» و سرانجام «پل شهرستان» می گذرد.

در این میان، پل های «وحید»، «فلزی»، «آذر»، «فردوسی» و پل «بزرگمهر» در دوران پهلوی ساخته شده اند ولی باقی پل ها، عمر چند صد ساله دارند. قدیمی ترین آن ها پل «شهرستان» است که در زمان ساسانیان ساخته و در دوره سلجوقیان مرمت شده است.

مهمترین این پل ها که همواره مرکز اصلی تجمع و پاتوق مردم بوده؛ «سی و سه پل» و «پل خواجو» ست که هر دو از آثار اصلی معماری صفویه هستند.

«سی و سه پل» که به دستور «شاه عباس اول» ساخته شد؛ طولانی ترین پل زاینده رود است و جشن سنتی «آب ریزان ایرانیان» در کنار این پل برگزار می شده است. پل خواجو هم به فرمان «شاه عباس دوم» و با هدف ایجاد سد بر رودخانه و ایجاد دریاچه ی مصنوعی، در چهار طبقه بنا گردید.

نخستین بار شاه عباس اول تلاش می کند چشمه کوهرنگ را که آب آن بی هدف به سمت «خوزستان» می رفته به زاینده رود پیوند دهد ولی پس از چند بار تلاش این کار ممکن نمی شود. شاه عباس دوم هم گروهی از مهندسین فرانسوی را بر این کار می گمارد و باز عملیات بی نتیجه می ماند. سرانجام در زمان «رضا شاه»، با حفر تونل کوهرنگ، آب آن به زاینده رود می پیوندد.