2009 ژانويه 6
نام کاربری: کلمه عبور:
تشییع جنازه نادر ابراهیمی

اردیبهشت ماه که می ‌شود، نام نادر ابراهیمی جلوی چشم می ‌آید. در نمایشگاه کتاب و در غرفه ‌های کتاب فروشی. یک کاغذ بزرگ سفید چسبانده ‌اند به دیوار آهنی غرفه. «آتش بدون دود»، «چهل نامه به همسرم»، «تضادهای درونی».

اردیبهشت امسال اگر چه بازهم نام نادر ابراهیمی و آثارش در نمایشگاه کتاب دیده می ‌شد اما او مشغله ای دیگر داشت. مشغله ‌ای نه از جنس «ابوالمشاغل»، بلکه تومور بدخیمی که مدت ها در مغز او فعال بود و چند ماهی او را زمین ‌گیر کرده بود و سرانجام در سن ۷۳ سالگی باعث مرگ وی شد.

زندگینامه ابوالمشاغل

نادر ابراهیمی در ۱۴ فروردین ۱۳۱۵ در تهران متولد شد. در دبیرستان دارالفنون دیپلم ادبی گرفت و به دانشکده حقوق تهران راه یافت. در این سال ‌ها با «داریوش آشوری»، «سیروس صبوری» و «محمد علی سپانلو» هم ‌درس بود. اما پس از دو سال آن را رها کرد و به دانشکده ادبیات رفت.

در این دانشکده در رشته زبان و ادبیات انگلیسی فارغ التحصیل شد. ابراهیمی از نوجوانی به نوشتن روی آورد، اما اولین کتابش در سال ۱۳۴۲ به نام «خانه ای برای شب» منتشر شد. داستان «دشنام» از این مجموعه، مورد استقبال قرار گرفت و «سیمین دانشور» و «به ‌آذین»، این داستان را به عنوان یکی از سه قصه برگزیده ایرانی، به غرب معرفی کردند.

از وی نقل شده که در زمان دانشجویی، متنی به فارسی قرن چهار و پنج می‌نویسد و به اساتید نشان می‌دهد و تا مدتها این توهم در محافل دانشگاهی وجود داشته که متنی جدید از قرن چهار و پنج هجری کشف شده است.

تندیس نادر ابراهیمی
تندیس نادر ابراهیمی
ابراهیمی مولفی پرکار بود، حدود ۱۲۰ کتاب در حوزه ‌های مختلف فرهنگی نوشت و منتشر کرد. اما بیماری و و مرگ امان نداد تا «سال های شیرین و دشوار آوارگی» و جلد هشتم و نهم «آتش بدون دود» را تمام کند. 

وی در زمینه سینما و تئاتر نیز دستی بر آتش داشت و حدود ۱۵ اثر داستانی، مستند و سینمایی در مقام نویسنده، کارگردان و تدوین ‌گر کار کرد. به ‌یاد ماندنی ‌ترین اثر او، سریال «آتش بدون دود» (۱۳۵۳تا ۱۳۵۴) بود که که بر اساس رمان بلند و چند جلدی‌ با همین نام ساخته شد.

لیلی گلستان، در این باره می‌گوید: «معلوم بود که یک محقق تحقیقات بسیاری کرده و آداب و رسوم یک خطه از ایران را بسیار خوب بلد است و در زمان خودش سریال بسیار محبوبی بود.»

وی درباره این که کدام یک از آثار نادر ابراهیمی را می ‌پسندد گفت: «کتاب "تکثیر تاسف انگیز پدربزرگ" او را بسیار دوست داشتم و حتی به او زنگ زدم و نیم ساعت درباره این کتاب صحبت کردیم و ایشان جمله جمله این کتاب را برایم معنی کرد و خیلی با هم خندیدیم و آن نیم ساعت خاطره بسیاری شیرینی در ذهنم باقی گذاشته است.

فیلم‌های هامی و کامی او را هنگامی که جوان بودم بسیار دوست داشتم، فیلم تاثیرگذاری بود. برای اینکه ایران را بسیار زیبا به همه نشان می‌داد. نادر ابراهیمی عاشق ایران و ایرانی بود و فکر می‌کنم تمام ایران را پیاده طی کرده و جوانان می ‌توانند ایران دوستی و پشتکار او را سرمشق خود قرار دهند.

لیلی گلستان مترجم آثاری همچون «تیستوی سبز انگشتی» موریس دروئون و«زندگی، جنگ و دیگر هیچ» اوریانا فالاچی درباره ویژگی رما ن‌های نادر ابراهیمی می ‌گوید: «رمان های نادر ابراهیمی بسیار خاص بود، یک زمانی سورئالیستی می‌شد، یک زمانی واقع گرایانه بود. نثرش را بسیار دوست داشتم.»
بخشی از صحبت های لیلی گلستان را بشنوید
«نوش آفرین انصاری» کتابدار و موسس گروه کتابداری در دانشگاه علوم تربیتی درباره ویژگی های ادبی آثار نادرابراهیمی می‌گوید: «یک داستانی نادر ابراهیمی دارد که افراد گوناگون در باجه های تلفن صحبت می‌ کنند و گسست زمان امروز را به خوبی نشان می ‌دهد. این اثر را خیلی دوست داشتم و یک بار با او درباره این اثر صحبت کردم و به من گفت که نویسنده خوب کسی است که نه در اتاق کارش بلکه در بطن جامعه بنشیند و بنویسد. او این اثر را با حضور چند باره  در پستخانه مرکزی تهران توانسته بنویسد. جنبه دیگری که از نادر برای من ارزشمند است بحث ایران است. به شدت ایران دوستی رو دنبال می ‌کرد و مانند هر هنرمند دیگری به صورت غیر مستقیم و مستقیم ایران دوستی را در آثارش تلفیق می‌ کرد. ما قبل از انقلاب و حدود اواخر دهه چهل با هم آشنا شدیم، بحث این بود که چگونه با نسل جوان ارتباط برقرار کنیم و بسیار معتقد بود که هنرمند باید با مخاطبش درگیر و نزدیک باشد.»
بخشی از صحبت های نوش آفرین انصاری، کتابدار را بشنوید

یکی از اشعار نادر ابراهیمی:

    ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس
    چه سفرها کرده‌ایم، چه سفر ها کرده ‌ایم

    ما برای بوسیدن خاک سر قله‌ ها
    چه خطر ها کرده‌ایم، چه خطرها کرده ‌ایم

    ما برای آن که ایران گوهری تابان شود
    خون دل‌ ها خورده ‌ایم، خون دل ‌ها خورده ‌ایم

    ما برای آن که ایران خانه خوبان شود
    رنج دوران برده‌ایم، رنج دوران برده‌ایم

    ما برای بوئیدن بوی گل نسترن
    چه سفرها کرده‌ ایم، چه سفرها کرده‌ ایم

    ما برای نوشیدن شورابه‌ های کویر
    چه خطر ها کرده‌ایم، چه خطر ها کرده‌ ایم

    ما برای خواندن این قصه عشق به خاک
    خون دل ‌ها خورده‌ایم، خون دل ‌ها خورده‌ ایم

    ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک
    رنج دوران برده‌ایم، رنج دوران برده‌ ایم


    (این شعر با صدای محمد نوری و بر روی آهنگی از فریدون شهبازیان منتشر شده است.)
نادر ابراهیمی در دو کتاب «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» ضمن شرح وقایع زندگی، به فعالیت ‌های گوناگون خود نیز پرداخته است. به نوشته سایت شخصی نادر ابراهیمی، کمک ‌کارگری تعمیرگاه سیار در ترکمن ‌صحرا، کارگری چاپخانه، حسابداری و تحویلداری بانک، صفحه‌ بندی روزنامه و مجله و کارهای چاپ دیگر، میرزایی یک حجره‌ فرش در بازار، مترجمی و ویراستاری، ایران‌شناسی عملی و چاپ مقاله ‌های ایران ‌شناختی، فیلمسازی مستند و سینمایی، مصور کردن کتاب‌های کودکان، مدیریت یک کتاب‌ فروشی، خطاطی، نقاشی و نقاشی روی روسری و لباس، تدریس در دانشگاه‌ ها از جمله مشاغلی است که نادر ابراهیمی به آن ها پرداخته است.


همگام با کودکان و نوجوانان

نادرابراهیمی فعالیت حرفه ‌ای خود را در زمینه‌ ادبیات کودکان، با تاسیس «مؤسسه‌ همگام با کودکان و نوجوانان» در سال ۱۳۵۰ با همکاری همسرش آغاز کرد. این مؤسسه به ‌منظور مطالعه در زمینه‌ مسائل مربوط به کودکان و نوجوانان بر پا شد و فعالیت‌هایش در حیطه‌ نوشتن، چاپ و پخش کتاب، نقاشی، عکاسی، و پژوهش درباره‌ خلق ‌و خو، رفتار و زبان کودکان و نیز بررسی شیوه‌های یادگیری کودکان بود. این موسسه با انقلاب ایران متوقف شد و پس از انقلاب در اواخر دهه ۶۰ دوباره به راه افتاد.

فرزانه منصوری همسر نادرابراهیمی درباره بسته شدن انتشارات همگام به مجله اینترنتی «هفت سنگ» می‏گوید: «همگام خیلی خوب کار می‌کرد. غیر انتفاعی هم بود. یعنی سودی به جیب نمی ‌زد. هرچه در می‌آورد خرج خودش می ‌شد و دو سه کارمند و حسابداری که داشت و کمک می‌ کردند. احتیاج به فعالیت اقتصادی بیشتری داشت. ما به ضرر رسیدیم و وقتی به ضرر رسیدیم خیال نداشتیم باز هم درش را ببندیم. می‌ خواستیم باز هم از دوستان کمک بگیریم، اما یک روزی از یکی از این ادارات که چیزی به عنوان عوارض و مالیات و این چیزها می ‌گیرند آمدند و به ما گفتند چند میلیون تومان باید بپردازید. این خیلی ناحق و نادرست بود. چرا که موسسه‌ ای که در حال ضرر دادن است چطور می‌ تواند این را پرداخت کند؟ ولی آن ها محاسباتی که می ‌کردند فکر می‌کردند ما سودی داریم و باید مبلغ را بپردازیم. من یادم هست نادر در نامه ‌ای نوشت که آن چیزی که شما می‌خواهید را من و همسرم اگر ۳۰ سال کار کنیم قادر به پرداختش نیستیم بنابراین از همین امروز اعلام می ‌کنم که کار در همگام به حالت تعلیق در می‌آید و بعد درش را می‌بندیم و اعلام ورشکستگی می ‌کنیم.»

موسسه انتشاراتی همگام طی سال ها فعالیت توانست عنوان «ناشر برگزیده‌ آسیا» و «ناشر برگزیده‌ جهان» را از جشنواره ‌های آسیایی و جهانی تصویرگری کتاب کودک دریافت کند. وی در زمینه ادبیات کودک و نوجوان، نزدیک به ۵۰ و اندی کتاب تالیف کرد. این کتاب ‌ها اغلب داستان هستند و بخشی هم به ایران‌ شناسی و نیز به مسایل آموزش کودکان اختصاص دارد.

«محمد هادی محمدی»، پژوهشگر تاریخ ادبیات کودکان درباره نقش نادر ابراهیمی در ادبیات کودکان می‌ گوید :«نادر ابراهیمی در زمینه ادبیات کودکان مشی و روش ویژه خودش را داشت و کسی است که در دهه چهل به تحول در ساختار و مفهوم ادبیات کودکان کمک کرد با نوشتن داستان هایش از یک سو و از سوی دیگر با پژوهش هایی که در دهه چهل و پنجاه انجام داد. اما نکته مهم در این میان این است که نادر ابراهمی از جنبه زبان به ادبیات کودکان بسیار کمک کرد و زبان ادبیات کودکان را ساده کرد و در عین سادگی سعی کرد مفاهیمی مثل شهروندی، صلح و دوستی را به کودکان یاد بدهد.»
بخشی از صدای محمد هادی محمدی، پژوهشگر را بشنوید
  تششیع جنازه نادر ابراهیمی

لیلی گلستان که مدتی در تلویزیون ایران به عنوان مدیر برنامه کودکان و نوجوانان فعالیت کرده درباره  تاثیر آقای نادر ابراهیمی بر ادبیات کودک و نوجوان می‌ گوید :«آقای ابراهیمی برای کودکان بسیار زحمت کشید، انتشارات همگام که برای کودک و نوجوان راه اندازی شد، حرکت بسیار مثبتی بود. یکی از کتابهای انتشارات ایشان (قصه شماره سوم اوژن یونسکو) را ترجمه کردم و دوتای قبلی را همسرشان (فرزانه منصوری) ترجمه کرد.»

بسیاری از کتاب‌های کودک او را گرافیست‌های مشهوری کار کرده‌اند. ازجمله «نورالدین زرین‌کلک»، «علی‌اکبر صادقی»، «پری بیانی»، «ژن رمضانی»، «یوتا آذرگین».

«مرحوم مرتضی ممیز» گرافیست مشهور ایرانی درباره وی نوشته است: «گمانم هشتاد درصد جلد کتاب ‌های نادر ابراهیمی را من طراحی کرده‌ ام. این امر نشانه علاقه ‌ای است که به شیوه نویسندگی او دارم. او زندگی سالم و نثر زیبایی دارد و این‌ ها برایم ارزشمند است. هرچند خلق و خوی و خط کشی های اخلاقی و سلیقه ای نادر با همه کس تطبیق نمی ‌کند، کسان بی شماری را همراه و رفیق دائمی خود کرده است. زیرا که نادر مردی است روشن و همه چیز را شفاف بیان می‌کند.»

هلیا نامی که نادرابراهیمی خلق کرد

«هلیا» اسمی است که برای نخستین بار در ایران به وسیله نادرابراهیمی، در کتاب «بار دیگر شهری که دوست می‏داشتم» به کار رفت. این اسم ریشه تاریخی ندارد اما میان مردم به عنوان اسمی زنانه رواج یافته است. «فرزانه منصوری»، همسر نادر ابراهیمی درباره چگونگی شکل گیری این اسم زنانه به «خبرگزاری میراث فرهنگی» می‌گوید : «سال ها پیش نادر ابراهیمی در حالی که با اتوبوس از تهران به اصفهان سفر می کرد، شروع به بازی و در هم ریختن واژه "الهی" کرد تا بتواند از دل آن نامی خوش آهنگ و متفاوت بسازد. پس از مدتی واژه خود ساخته "هلیا" را از به هم ریختن حروف واژه "الهی" ساخت و در داستان بلندش "بار دیگر شهری که دوست می داشتم" به کار برد. بعد ها نادرابراهیمی متوجه شد که واژه "هلیو" در لاتین قدیم به معنی خورشید است.»


تاثیر گذاری بر روی هنرمندان ایرانی

بسیاری از فیلمسازان مشهور سینمای ایران خود را مدیون نادر ابراهیمی می‌دانند. از جمله «کمال تبریزی»، «ابراهیم حاتمی کیا» و «کیومرث پور احمد». پور احمد در مراسم تشییع جنازه نادر ابراهیمی  که در مقابل خانه هنرمندان برگزار شد، گفت: « وجود نادر ابراهیمی یک‌سره عشق به ایران و طبیعت بود و در وجود سراپا عشق، جایی برای بخل و تنگ‌ نظری باقی نمی‌ماند.»
 

کیومرث پور احمد
کیومرث پور احمد

کارگردان فیلم «اتوبوس شب» افزود: «این شانس را داشتم که ۳۵ سال پیش در سریال "آتش بدون دود" افتخار شاگردی او را داشته باشم، که این موضوع مسیر زندگی حرفه‌ ای ام را به کلی تغییر داد. همه‌ آن‌ ها که شانس شاگردی نادر ابراهیمی را داشتند، این تغییر را تجربه‌ کردند.»
 
«نوش آفرین انصاری» دبیر شورای کتاب کودک ایران، درباره تاثیر نادرابراهیمی بر زندگی‌ اش گفت: «برخی افراد این شانس را دارند که در زندگی دیگران تاثیرگذار هستند. نادر دریچه‌ ای به روی من باز کرد که تا سال ها از آن تاثیر پذیرفتم. در فضای جنگ تحمیلی [جنگ ۸ ساله ایران و عراق] بنیاد جانبازان، نویسندگان و متفکران را برای بازدید به مناطق جنگی می‌برد و ۵ بازدید طراحی شده بود. یک روز نادر به من تلفن زد و گفت که علاقه ‌مند است در این بازدید‌ها و دیدارها شرکت کنم و من نظر او را پذیرفتم و رفتم. در آنجا با نابینایانی آشنا شدم که در سنین ۱۷-۱۸ سالگی روی مین رفته بودند، هم نابینا شده بودند و هم قطع دست. آشنایی با این ها که بسیاری هم اکنون از استادان دانشگاه هستند، باعث شد که من به این فکر بیفتم و یک ارزیابی بکنم در مورد آنچه که در دانشگاه‌ هایمان برای نابینایان از نظر دستیابی به اطلاعات انجام می ‌دهیم و این منجر شد به تعدادی سمینار، نوشته و حرکت‌ هایی که هم بعد ها برای شورای کتاب کودک و هم برای نابینایان مفید بود، یک مسیر و جریان جدیدی را در زندگی من باز کرد و به دلیل اینکه هر روز در این جریان قرار دارم همیشه به یاد نادر هستم و فکر می‌کنم که نیک مردی بود که توانست دریچه نویی را در زندگی‌ ام باز بکند.»

عضو هیات علمی دانشگاه تهران درباره وی می ‌گوید: «من در نادرابراهیمی شهامت رو خیلی تحسین کردم هم درکار هایی که برای کودکان و نوجوانان انجام داده و هم در کارهای نظری که در مورد نوشتن زبان فارسی انجام داده و تصویر گری کتاب کودک و هم درکارهایی که برای بزرگسالان انجام دادند. اما ویژگی بارز نادر ابراهیمی نوآوری و شجاعت ایشان بود.»

لیلی گلستان مترجم  و گالری دار، که در مراسم تشییع جنازه نادر ابراهیمی در«خانه هنرمندان» حضور داشت درباره تاثیرگذاری نادرابراهیمی بر ادبیات ایران می‌گوید: «تاثیر گذاری نادر ابراهیمی این بود که کار کرد، کار کرد، کار کرد و پشتکارش می‌تواند بر روی جوانان تاثیر بسزایی داشته باشد که می توانند از او یاد بگیرند که از همه موانع بگذرند و فقط هدفش کار کردن باشد. آدم بسیار شریفی بود، بسیار خاکی و مردمی بود و این چیزی است که در روشنفکرهای ایرانی به ندرت دیده می‌شود. جوانهای ایرانی می‌ توانند تواضع، متانت و شرافت را در حیطه روشنفکری از وی بیاموزند.»

عکس ها از : ‌نیما افشار نادری