2008 ژوئيه 24
نام کاربری: کلمه عبور:

عکس‌:‌ مینا پارسی

«یک، دو، سه». مربی بسیار جوان و زیبای دختران قایقران رشته «دراگن بوت»، با گفتن این سه کلمه و ضربه زدن به روی طبل موسوم به «درامر»، تمرین را آغاز می کند. دختران جوان، با هماهنگی خاصی پارو می زنند.

دختران قایقران «دراگن بوت» خراسان، جهت آمادگی برای مسابقات کشوری که روز ۱۲ اردیبهشت ماه سال جاری درتهران برگزار می شود، حتی جمعه ها را هم تعطیل نمی کنند. آن ها، پس از جمع شدن درمحل تعیین شده، با مینی بوس به سمت دریاچه می روند.

وقتی خودم را معرفی می کنم داغ دلشان تازه می شود و از کمبود امکانات می گویند. از اینکه هیات قایق رانی به پسران، پاروهای سبک «کربنیک» می دهد ولی تیم دختران، مجبورند از پاروهای سنگین با دسته های آهنی استفاده کنند و حتی بیش از یک سال است تغذیه آنان را قطع کردند و همچنین این که امام جمعه شهر، پوشش شان را مغایر اسلام می داند و با ورزش آن ها مخالفت می ورزد.

حرف نوع پوشش قایق رانان دختر که پیش می آید، بحث بالا می گیرد. یکی، دو نفری از مشکلات آن می گویند که سرعت را می کاهد و تحمل گرما را سخت تر می سازد. هر چند بیشترشان بخاطر احترام به عرف، سنت و رعایت دین از این پوشش راضی اند. یکی از دختران که تجربه مسابقات بین المللی را دارد می گوید: «مسئولین در مسابقه خارج از کشور از ما می خواستند که خود را باد نزنیم یا هد بندمان را برنداریم چون این عمل شاید برای شرکت کنندگان کشورهای دیگر تعبیر به نارضایتی از این پوشش غیرمتعارف شود.»

به دریاچه که می رسیم، چند دقیقه ای خود را گرم می کنند و سپس با ترتیبی که مربی مشخص می کند در قایق می نشینند و پارو می زنند. دو نفر ذخیره در کنار دریاچه شاهد تلاش دوستانند و ایرادهای کار آن ها را می گیرند تا گزارش کار را به مربی بدهند.

بعد از هر هزار متر تمرین سرعتی، گروه و ترتیب آن تغییر می کند ودر فاصله تمرین ها، مربی با جدیت بر سرشان داد می زند: «چرا هماهنگ پارو نمی زنید، اینجوری از مسابقه حذف خواهیم شد.»

عکس‌:‌ مینا پارسی

تمرین آخر است. گروه با سرعت بالا و تمرکز زياد، در حال پارو زدنند. قایق موتوری تفریحی پر از گردشگر، نزدیک پاروزنان می شود و شیطنت قایقران موجی را ایجاد می کند که قایق «دراگن بوت» را کج کرده و مربی در دریاچه می افتد. دریاچه ای که زیر آن توربینی قرار دارد که خطر غرق شدن را حتی برای شناگران حرفه ای بسیار بالا برده است و هر لحظه ممکن است شناگر را پایین بکشد. این کار، خنده را به لبان گردشگران می نشاند.

بالاخره تمرین پایان می پذیرد. بدن های بی حس، کرخت، نفس های بی رمق و دهان های باز، از خستگی زیاد حکایت می کند. راننده، مینی بوس را ترک می کند تا اعضای تیم، از آن به جای رختکن استفاده کنند.

در برگشت یکی از دختران از اعضای تیم، برای خرید گرمکن، ساک ورزشی، مقنعه و... پول جمع می کند.

01/05/2008