2008 سپتامبر 6
نام کاربری: کلمه عبور:

روزنامه نگاری و پژوهش

روزنامه نگاران و سیاست مداران، گاه از باور های کلیشه ای استفاده می کنند که خود نیز از آن بی خبرند. البته گاه هم چندان از آن بی خبر نیستند و برای اقناع مخاطب – و در واقع برای استفاده از مقاومت نکردن مخاطب در برابر چنین باور هایی- از استناد به باور های کلیشه ای سود می برند.

به عنوان مثال، وقتی «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه آمریکا، می گوید اعراب باید به «هویت عربی» عراق توجه کنند ، او در حال استفاده از یک باور کلیشه ای در کشور های عربی است که عراق را دارای هویت عربی می دانند. در این میان این که بیش از نیمی از مردم عراق دارای تبار ایرانی و کرد و سایر اقوام هستند و این که آیا اساساً به لحاظ علمی امکان تعریف چنین هویت هایی بدون پیش فرض های اعتقادی امکان پذیر است یا نه چندان مهم نیست و اصطلاحاً به این فن گفته می شود «تجاهل سیاستمدار!»

باور های کلیشه ای (stereotypes) یا اعتقادات قالبی، که در لاتین واژه آن از رسانه چاپ ، به معنای قالب فلزی که برای ریختن حروف سربی به کار برده می شد، وام گرفته شده است؛ در جامعه شناسی امروز به معنی باور ها، تصویر ها یا مفاهیم سنتی و مرسوم و بیشتر بیش از حد ساده شده است که در جامعه و یا توسط فرد بی آن که در چند و چون آن بررسی معتبری انجام گیرد پذیرفته شده است. باور های کلیشه ای برای افراد از این جهت اهمیت دارد که از آن ها در برابر تحولات جدید با ارجاع به به دانسته های پیشین دفاع می کند و به انسان ثبات هویتی می دهد.

باورهای کلیشه ای نه تنها روزنامه نگار را دچار پیش فرض هایی می کند که او را در دیدن واقعیت ها محدود می کند یا تحت تاثیر قرار می دهد بلکه احساس نیاز او به پژوهش و بررسی بیشتر را که رمز اثرگذاری اوست کاهش می دهد. یکی از مهم ترین راه های غلبه روزنامه نگار بر اسارت در باور های کلیشه ای اتکای او به پژوهش های پژوهشگران است. روزنامه نگار باید به این توانایی دست یابد که بتواند از طیف وسیعی از منابع پژوهشی در رشته های مربوط به کار خود که در زمینه های علوم تجربی، انسان شناسی فرهنگی، جامعه شناسی، علوم سیاسی، روان شناسی، اقتصاد، تاریخ و شناخت زیست بوم بهره گیرد. تنها در این شرایط است که او خواهد توانست به جای متوسل شدن به نقل اظهار نظر های کلی و مبهم ، از اطلاعات دقیق و آمار های مورد نیاز استفاده کند.

 روزنامه نگاری و پژوهش

آگاهی از مطالعات انجام شده در باره یک موضوع، به روزنامه نگاری که در شرایط خاص – مانند تک نگاری های مردم نگارانه - قرار می گیرد کمک می کند تا اطلاعات دقیق تر و ارزشمند تری را به دست آورد. اهمیت مطالعه پیشینی را هنگامی بهتر در خواهیم یافت که به این واقعیت توجه کنیم که در بیشتر موارد شرایط حضور روزنامه نگار در یک محل یا موقعیت خاص تکرار نشدنی و یکتاست.

روزنامه نگاری پژوهشگرانه – که باید آن را به معنایی متفاوت از روزنامه نگاری در باره پژوهش ها در یک رشته و روزنامه نگاری در باره یک علم در نظر گرفت– نوعی گزارشگری اجتماعی است که بیش از محصول کار به فرایند تولید خبر یا گزارش توجه دارد و گسترش آن در روزنامه نگاری تنها به مدد انفجار اطلاعاتی و رواج پژوهش در جامعه امکان پذیر بوده است و باید آن را با مفهوم سنتی روزنامه نگار دانشمند و پژوهشگر – نظیر «کارل مارکس» یا «بنجامین فرانکلین»- هم متفاوت دانست.

روزنامه نگاری پژوهشگرانه درست مانند پژوهش علمی در جهان امروز یک کار گروهی و سازمان یافته و باز هم مانند آن متکی بر ترکیبی از حرفه ای ها و کارآموزان و غیر حرفه ای هاست. شاید بتوان نگاه دقیق تر و روزآمد آن را در سطح جهانی در مفهوم «روزنامه نگاری شبکه ای» یا Networked Journalism جستجو کرد که «جف جارویس» (Jeff Jarvis) مطرح کرده است.

دو نمونه قابل دسترسی و البته برجسته از این نوع روزنامه نگاری را می توان در وبلاگ جف جارویس و همچنین در مقالات «چارلی بکت» (Charlie Beckett ) را در وب سايتش پیدا کرد.

• همچنین به این جا نگاه کنید.