انقلاب اسلامی در ایران، علاوه بر به همراه داشتن تحولات عمده سیاسی و اجتماعی، در عرصه پوشش رویدادها و انعکاس همزمان وقایع در رسانه ها نیز نقش به سزایی داشته است. در میان آن رسانهها، رادیو، عمدهترین وسیله انتقال سریع اطلاعات به شمار میآمده است.
از آنجا که در بحبوحه انقلاب، علاوه بر صداهای داخلی، پخش اخبار و اطلاعات به زبان فارسی، از طریق رادیوهای بینالمللی نیز اوج میگیرد، گردگیری از صداهای آرشیوی رادیو، شاید، بهانه خوبی برای روایت دوباره انقلاب اسلامی 1357 در ایران باشد؛ انقلاب به روایت رادیو!
آنچه که از نظر میگذرد، نگاهی است کوتاه بر وقایع ماههای آخر حکومت پهلوی که کوشش شده است با استناد بر صداهای آرشیوی رادیویی، بدان جان دوباره بخشیده شود.

در فاصله آبان ماه تا دی ماه 1357، مخالفتها با حکومت محمدرضا شاه پهلوی بالا میگیرد. انقلابیون به هر بهانهای تظاهرات میکنند. تظاهراتهای 40 روز یکبار که از تابستان آغاز شده، شکل روزانه به خود گرفته است. شاه از بیم افزایش مخالفتهای مردمی، برگزاری مراسم تولد خود و ولیعهد ایران را به احترام آنچه که «عزاداری» عمومی مینامد، لغو میکند.
این اقدام، سبب آرامتر شدن اوضاع نمیشود و شاه را وادار به «شنیدن پیام انقلاب مردم» میکند. او شخصا در رادیو و تلویزیون حضور مییابد و به مردم «وعده فضای باز سیاسی» و «متحقق شدن آرمانهای انقلابی»شان را میدهد. این آخرین سخنرانی شاه نیز تاثیری بر جو ملتهب ندارد.
آخرین سخنرانی رادیویی شاه خبرنگاران خارجی، به دعوت ملکه، به ایران میآیند. ملکه در پاسخ به این سوال خبرنگاران، که آیا خانواده سلطنتی قصد ترک مملکت را ندارند، پاسخ میدهد: «اعلیحضرت راضی نمیشوند.» پادشاه نیز از پاسخ دادن به همین سوال، خشمگینانه، سر باز میزند و ترجیح میدهد، با تغییر مداوم نخست وزیر، برای آرام کردن اوضاع بکوشد.
در عاشورا و تاسوعای همان سال (در پایان آذر ماه) بزرگترین راهپیمایی انقلابیون برگزار میشود. زمزمهها برای «رفتن شاه» نیز درست بعد از همین تظاهرات است که بالا میگیرد.
22 دیماه 1357 – شاه از اصرار و امتناع دست بر میدارد، متقاعد میشود که باید برود. بخش عمده خانواده سلطنتی، مدتهاست که ایران را ترک کردهاند و همین، عزم شاه را برای ترک موقتی یا دایمی مملکت، جزم تر میکرد.
اکنون که دیگر صحبت از «ماندن برای حفظ میهن» نیست و پای رفتن هست، دیگر جای رفتن نیست. جستوجو برای «میزبان» سبب می شود تا عزیمت شاه به خارج، چند روزی به عقب بیافتند. سر انجام، دوست دیرینه شاه، انور سادات میپذیرد که مصر نخستین میزبان پادشاه ایران باشد. روز عزیمت تعیین میشود: 26 دیماه 1357.
26 دیماه 1357 - فرودگاه مهرآباد ایران به دلیل اعتصاب کارمندان، خلوت است. تنها در پاویون سلطنتی، اقدامات جهت بدرقه شاه و ملکه ایران صورت گرفته است.
پیش از عزیمت شاه به فرودگاه، شورای سلطنت به ریاست جلالالدین تهرانی تشکیل میشود تا در غیاب شاه، سلطنت شورایی نیز آزموده شود. در همان هنگام است که شاپور بختیار نیز سخنان خود با اشاره معروفش به شعر «مرغ طوفان» را در رادیو تلویزیون، به عنوان سر آغاز نخستوزیری کوتاهش، پخش می کند.
مسیر حرکت پادشاه ایران از محل تشکیل شورای سلطنت در کاخ نیاوران تا فرودگاه، با هلیکوپتر سیر میشود. ساعت 11 صبح است که شاه و ملکه، به فرودگاه میرسند.
وقايع فرودگاه از زبان شاه با دوبله علیزاده طوسی مصاحبه مطبوعاتی مورد نظر شاه، در فرودگاه، انجام نمیشود. او به معدود خبرنگاران حاضر در باند فرعی فرودگاه مهرآباد میگوید که مدتی است احساس خستگی میکند و حالا که با تشکیل شورای سلطنت و دولت به گفته وی «مستحکم»، خیالش راحت شده است، قصد سفر و تغییر مزاج دارد. او زمان بازگشتش به ایران را مشخص نمیکند و میگوید بستگی به وضعیت مزاجیاش دارد.
به شاه ایران توصیه شده بود که خود، خلبانی هواپیمای شخصیش، شهباز را تا اسوان بر عهده بگیرد و او نیز چنین کرد و در ساعت 13:38 دقیقه بعد از ظهر 26 دی ماه، برای همیشه ایران را به سمت تبعید، ترک گفت.
خبر خروج شاه از ایران، تا آخرین لحظه از مردم پنهان ماند تا سرانجام، در اخبار ساعت 14 رادیوی ملی ایران، مردم شگفتزده، خبر ترک شاه را شنیدند.
خبر ساعت 14 بیست و شش دی با صدای مرتضی لطفی 
مردم به خیابانها ریختند و پیش از در دست گرفتن روزنامه هایی با عنوان درشت «شاه رفت»، به شادی و خوشحالی پرداختند.
از سوی دیگر، آیتالله خمینی، در پاریس، با انتشار بیانیهای، ضمن ابراز خشنودی از وقایع اخیر، خروج شاه از ایران را، نه نقطه عطف که سر آغاز دور جدیدی از «مبارزات» تلقی کرد و اعلام نمود به زودی به ایران باز خواهد گشت.
همان شب، جام جهاننمای بیبیسی، که برنامه خبریاش، از پرشنوندهترین بولتنهای خبری دوران، به شمار میآمد و از سوی دیگر، چندان مورد علاقه حکومت سلطنتی نبود، تمام برنامه آن شب خود را به پوشش خبر خروج شاه از ایران، تظاهرات مردمی و نیز بیانیه آیتالله خمینی در نوفل لوشاتو اختصاص داد.
گزیده برنامه 26 دی جام جهاننمای بیبیسی 27 تا 29 دی ماه – جلال الدین تهرانی، رییس شورای سلطنت، برای آرام کردن اوضاع دست به کار میشود. راهکار، «به دست آوردن قلب آیات عظام» تشخیص داده میشود. تهرانی شخصا عازم پاریس میشود تا بیخبر، با آیتالله خمینی، دیدار کند. اما رهبر انقلابیان از این دیدار سر باز میزند و آن را به وقتی موکول میکند که شورای سلطنت، ملغی شده و حکومت به انقلابیون سپرده شود.
پاسخ آيتالله خمينی به جلالی تهرانیاربعین، مناسبترین فرصت برای راه انداختن یک راهپیمایی تمام عیار بود. نکته اینجاست که حکومت نیز، با برگزاری تظاهرات مخالفت نمیکرد. شاهپور بختیار، نخست وزیر، در شورای امنیت نظامی، «رویارویی با احساسات مذهبی مردم را» به صلاح نمیداند. بختیار تصمیم میگیرد به نوفل لوشاتو برود و مستقیما با شخص آیتالله خمینی دیدار کند. این دیدار گرچه تا حد وقوع رفت اما به دلیل مخالفت شورای انقلاب، صورت نگرفت.
تظاهرات اربعین برگزار میشود. شعارها علیه بازگشت شاه است ولی به گفته خبرنگار وقت بیبیسی در تهران، شعاری علیه نخست وزیری بختیار داده نمیشود.
گزارش تظاهرات در برنامه جام جهاننمای بیبیسی انقلاب پرشنونده
- همزمان با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، رادیوهای فارسی زبان بسیاری از خارج از کشور به سوی ایران، برنامه پخش میکردند. به جز بیبیسی از لندن، از شوروی رادیوی دولتی مسکو و دو رادیوی کمونیستی متعلق به حزب توده، رادیو خلق چین با گرایشهای کمونیستی، رادیو صدای آلمان، رادیو صدای ترکیه، رادیوی مونتیکارلو و از عراق نیز دو صدا، یکی متعلق به حزب بعث با نام رادیو بغداد و دیگری رادیوی متعلق به سازمان مجاهدین خلق، به پوشش تحولات مربوط به انقلاب در ایران میپرداختند.
29 دی ماه تا 11 بهمن – از نوفل لوشاتو در حومه پاریس، آیتالله خمینی، اعلام می کند که قصد بازگشت به ایران را دارد. او پس از تظاهرات اربعین، پیشنهاد میکند، تشکیل یک «جمهوری اسلامی» به رفراندوم گذاشته شود. او، پس از بارها رد در خواست، سر انجام به گفتگو با بیبیسی، رضایت میدهد.
بخشی از گفتوگوی بیبیسی با آيتالله خمینی در نخستین روزهای بهمن ماه و پس از اعلام خبر بازگشت آیتالله خمینی، شورای امنیت نظامی، شورای سلطنت و کابینه بختیار با برگزاری اجلاس مشترکی، تصمیم میگیرند فرودگاه را تا اطلاع ثانوی، تعطیل کنند. کش و قوسها بالا میگیرد تا سرانجام اعتراضات عمومی از یک سو و پا در میانی آیات عظام نزدیک به حکومت از سوی دیگر، سبب میشود تا به آیتالله خمینی به عنوان رهبر نا آرامیها، امکان ورود به ایران داده شود اما زمان معینی برای بازگشت وی تعیین نمیشود.
11 بهمن 1357 - شورای انقلاب، 12 بهمن ماه را روز بازگشت آیتالله خمینی به ایران، اعلام می کند و نیز خبر میدهد که کمیتهای به منظور استقبال از وی شکل گرفته است. این در حالی است که همان شب، بختیار در گفتگوی تلفنی با بیبیسی، از این امر اظهار بیاطلاعی میکند. در همین گفتگوست که بختیار خطاب به آیتالله خمینی میگوید: «در یک مملکت، دو دولت حکومت نخواهد کرد.»
گفتوگوی بیبیسی با دکتر بختيار 12 بهمن 1357 – از نخستین ساعات بامداد، شمار گسترده ای از مردم، با حضور در فرودگاه مهر آباد تهران، آماده ورود آیتالله خمینی به ایران هستند. بر سر پوشش یا عدم پوشش به خبرهای مربوط به این بازگشت، بین کارمندان باقی مانده رادیو تلویزیون ملی ایران، اختلاف میافتد. بخشی از کارمندان اعتصابی رادیو و تلویزیون سراسری ایران تصمیم میگیرند با پوشش به خبرهای مربوط به ورود آیتالله خمینی به ایران، اعتصاب خود را بشکنند و از سوی دیگر، رادیو تهران که همچنان در دست دولت است، از این کار سر باز میزند.
گزارش کارمندان اعتصابی رادبوی ملی ایران از لحظات بازگشت آیتالله خمینی در همین حال رادیو تهران، مردم را دعوت به آرامش، جلوگیری از «برادرکشی» و پایبندی به قانون اساسی مشروطه میکند.
تفسیر رادیو تهران در 12 بهمن آیتالله خمینی، به بهشت زهرا میرود و در سخنرانی مشهوری، دولت بختیار را غیرقانونی اعلام میکند و وعده تشکیل دولت جدید را میدهد.
سخنرانی کامل آیتالله خمینی در بهشت زهرا 13بهمن 1357 تا 21 بهمن 1357- آیتالله خمینی در مدرسه علوی در مرکز تهران مستقر میشود و از آنجا با یک فرستنده کوتاهبرد تلویزیونی، برای مردم پیام میفرستد.
در شورای انقلاب بر سر صدور فرمان آتش علیه نظامیان حکومت شاه، اختلاف نظر وجود دارد ولی آیتالله خمینی راه تحبیب ارتش را پیش میگیرد تا آنجا که همافران گارد شاهنشاهی با وی بیعت میکنند.
به دستور آیتالله خمینی در ایران، دولت موقت به رهبری مهندس مهدی بازرگان تشکیل میشود. با اعلام خبر تشکیل دولت موقت از جانب انقلابیون، موج فشارها برای سرنگونی دولت بختیار بالا میگیرد.
اصفهان نخستین شهری است که از دولت مرکزی سرپیچی میکند و انقلابیون اداره امور شهر را به دست میگیرند، همان شب خبرنگار بیبیسی در اصفهان، این گزارش را برای جام جهاننمای بخش فارسی ارسال میکند.
گزارش خبرنگار بیبیسی از اصفهان
در گیر و دار تظاهرات مخالفین، موافقین نیز به فکر تظاهرات در حمایت از دولت بختیار میافتند. جمعیت قابل توجهی از طرفداران نظام پادشاهی و نیز طرفداران دولت بختیار، با گردهمایی در استادیوم امجدیه تهران، یک صدا شعار میدادند: «بختیار، بختیار، سنگرتو نگهدار.» پس از پایان این گردهمایی، در بیرون استادیوم، درگیری گستردهای میان موافقین و مخالفین روی میدهد.
گزارش رادیو تهران از گردهمایی طرفداران بختیار و درگیریها 21 بهمن - شامگاه 21 بهمن تهران بیدار بود. اعضای شورای سلطنت از تهران گریخته بودند. شورای امنیت نظامی برای تصمیمگیری درباره جهتگیری «آرتش» تشکیل جلسه داده بود؛ مقابله خشونتبار یا فرار؟ هیچ کدام گزینه «آرتش» در مقابله با انقلاب ایران نبود. آنها راه «بیطرفی» را پیش گرفتند و خود را بخشی از مردم خواندند.
روایت دکتر بختیار در بیبیسی از شامگاه 21 بهمن
22 بهمن – چند پایگاه اصلی نظامی به کنترل نیروهای مردمی در میآید. ساختمان ارگ رادیو ایران، به آتش کشیده میشود ولی کارکنان رادیو ایران، تا ساعت 14، خبری را مبنی بر انقلاب منتشر نمیکنند. در خبر ساعت 14 روز 22 بهمن 1357، تنها خبرهای مربوط به تظاهرات و شورشها خوانده میشود.
آخرین خبر رادیو «ملی» ایران گوینده خبر (روحانی)، اخبار را به سرعت میخواند، انقلابیون، زیر ساختمان شماره یک رادیو صف کشیدهاند. رادیو ایران، که پس از ورود آیتالله خمینی، توسط کارمندان اعتصابی، اداره میشود (ساختمان موسوم به آریامهر در جام جم، همان ساختمان هفت طبقه قهوهای رنگ) با ورود انقلابیون به ساختمان رادیو، خود را بخشی از «انقلاب» به شمار میآورد و خبر «پیروزی انقلاب» را چنین میخواند:
خبر پیروزی انقلاب ایران از رادیو ایران سپس از مهندس مهدی بازرگان دعوت میشود تا با حضور در رادیو، پیام «شورای انقلاب» و آیتالله خمینی را بخواند.
پیام مهندس بازرگان وقتی که رادیو، به عنوان آخرین سنگر، توسط انقلابیون فتح میشود، باقیماندهها از ارتش و نیروی نظامی، ضمن تماس با رادیو، با تاکید بر بیطرفی یگانهای خود، بار دیگر بر «مردمی» بودنشان تاکید میکنند.
بیانیه نظامیان از رادیو ایران (صدای راستین مردم ایران) 
اما در همین حین، خانواده سلطنتی، دور از ایران در «جزیره بهشت»، اخبار مربوط به انقلاب در ایران را از طریق رادیویی قوی که انور سادات، به آنها هدیه داده بود، گوش میکنند. فرح پهلوی، در سال 2000 میلادی در گفتگو با بخش جهانی بیبیسی، از آن روزها یاد می کند.
گفتوگوی بیبیسی با فرح پهلوی منابع مكتوب:1- آخرين سفر شاه، نوشته ويليام شوکراس ترجمه عبدالرضا انصاری، نشر البرز2- پشت ديوارهای بلند، از کاخ تا زندان. نوشته آذر آريانپور، انتشارات آتيهمنابع راديويی:1- مجموعه تاريخ شفاهی ايران - داستان انقلاب، بخش فارسی بیبیسی، 1368، تهيهکننده بهروز آفاق، گوينده باقر معين 2- بايگانی راديو ايران3- بايگانی برنامه روز هفتم، بخش فارسی بیبیسی، 18 می 2000 ميلادی